تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧
به اين نكته، نيز بايد توجه كرد كه: سخن گفتن قرآن از اين مراحل مختلف جنين، در آن روز كه نه علم جنينشناسى به وجود آمده بود و نه مردم اطلاع قابل ملاحظهاى درباره دوران جنينى انسان داشتند، خود گواه زندهاى است بر اين كه: اين كتاب بزرگ از جهان وحى و ماوراء طبيعت سرچشمه مىگيرد.
***
٢- معاد جسمانى
بدون شك هر جا قرآن سخن از بازگشت انسانها و رستاخيز به ميان آورده، منظور، بازگشت اين انسان با روح و جسم، در آن جهان است، و آنها كه معاد را منحصر به جنبه «روحانى» آن كردهاند و تنها قائل به بقاى ارواحند، به هيچ وجه آيات قرآن را مورد بررسى قرار ندادهاند.
مثلًا روشن است آياتى همچون آيه فوق، با صراحت سخن از معاد جسمانى مىگويد و گر نه معاد روحانى چه شباهتى به دوران جنينى و زنده شدن زمينهاى مرده به وسيله نمو گياهان دارد؟
مخصوصاً آخرين جمله آيات مورد بحث، كه به صورت نتيجه نهائى آمده، به وضوح اين مطلب را ثابت مىكند، آنجا كه مىگويد: وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ: «و خداوند كسانى را كه در قبرها هستند برمىانگيزاند»؛ چرا كه قبر جايگاه جسم است، نه روح.
اصولًا، تمام تعجب مشركان از همين مسأله بوده است كه: چگونه انسانى كه تبديل به خاك شد، بار ديگر به زندگى باز مىگردد، و الّا مسأله بقاى روح، نه تنها چيز عجيبى نبوده، كه مورد قبول اقوام جاهلى نيز بوده است (دقت كنيد).
***