تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٤
آيه بعد، بخشى از عذابهاى دردناك آنها را چنين شرح مىدهد:
«شعلههاى گرم و سوزان آتش، همچون شمشير به صورتهاى آنها نواخته مىشود» «تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ».
«و آنها از شدت ناراحتى و عذاب، در دوزخ، چهرهاى عبوس و در هم كشيده دارند» «وَ هُمْ فِيها كالِحُونَ».
«تَلْفَحُ» از ماده «لفح» (بر وزن فتح) در اصل، به معنى ضربه شمشير است و از آنجا كه شعلههاى آتش، يا نور شديد آفتاب، و باد سموم، همچون شمشير بر صورت انسان نواخته مىشود، به طور كنايه در اين معنى به كار مىرود.
«كالح» از ماده «كلوح» (بر وزن غروب) به معنى عبوس شدن و در هم كشيدن صورت است، و بسيارى از مفسران آن را چنين تفسير كردهاند كه: بر اثر شعلههاى آتش پوست صورت آنها در هم كشيده مىشود، به طورى كه لبها از هم باز مىماند. «١»
***
نكتهها:
١- آن روز كه نسبها از اثر مىافتد
مفاهيمى كه در اين جهان در محدوده زندگى مادى انسانها حكم فرما است غالباً در جهان ديگر، دگرگون مىشود، از جمله، مسأله ارتباطات قبيلهاى و فاميلى است كه در زندگى اين دنيا غالباً كارگشا است، و گاهى خود نظامى را تشكيل مىدهد كه بر ساير نظامات جامعه حاكم مىگردد.
اما با توجه به اين كه ارزشهاى زندگى در جهان ديگر هماهنگ با ايمان و