تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤١
الزَّادِ التَّقْوى:
«اى ساكنان خانههاى وحشتناك و مكانهاى خالى، و قبرهاى تاريك! اى خاكنشينان! اى غريبان! اى تنهايان! اى وحشتزدگان! شما در اين راه بر ما پيشى گرفتيد، و ما نيز به شما ملحق خواهيم شد، اگر از اخبار دنيا بپرسيد: به شما مىگويم: خانههايتان را ديگران ساكن شدند، همسرانتان به نكاح ديگران در آمدند، و اموالتان تقسيم شد، اينها خبرهائى است كه نزد ما است، نزد شما چه خبر؟!
سپس رو به يارانش كرده، فرمود: اگر به آنها اجازه سخن گفتن داده شود حتماً به شما خبر مىدهند: بهترين زاد و توشه براى اين سفر پرهيزكارى است». «١»
روشن است: تمام اين تعبيرات را بر مجاز و كنايه نمىتوان حمل كرد، بلكه همه آنها خبر از اين واقعيت مىدهد كه انسان بعد از مرگ داراى يك نوع حيات برزخى است، مىفهمد و درك مىكند و اگر اجازه سخن گفتن داشته باشد سخن هم مىگويد.
٢- در حديث ديگرى از «اصبغ بن نباته» از على عليه السلام مىخوانيم: روزى حضرت از «كوفه» خارج شد و به نزديك سرزمين «غرى» (نجف) آمد و از آن گذشت «اصبغ» مىگويد: ما به او رسيديم، در حالى كه ديديم روى زمين دراز كشيده است «قنبر» گفت: اى اميرمؤمنان! اجازه نمىدهى عبايم را زير پاى شما پهن كنم؟ فرمود: نه، اينجا سرزمينى است كه خاكهاى مؤمنان در آن قرار دارد و يا اين كار تو مزاحمتى براى آنها است.
«اصبغ» مىگويد: عرض كردم، خاك مؤمن را فهميدم چيست؟ اما مزاحمت آنها چه معنى دارد؟