تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٤
و به اين ترتيب، در آيات سه گانه اخير، از انگيزه شناخت پروردگار شروع كرده، و با ذكر بخشى از مهمترين آيات انفسى و آفاقى، بحث را پايان مىدهد و به تعبير ديگر، سير انسان را از آغاز تولد تا مرگ و بازگشت به سوى پروردگار بازگو مىكند كه، همه چيزش به فرمان او، و با اراده او صورت مىگيرد.
جالب اين كه: آفرينش «مرگ» و «حيات» را در كنار آفرينش «شب» و «روز» قرار مىدهد؛ چرا كه نور و ظلمت در پهنه عالم هستى، همانند مرگ و حيات در جهان جانداران است، همان گونه كه در پرتو امواج نور، عالم هستى جنب و جوش و حركت پيدا مىكند، و زير پردههاى ظلمت به خاموشى مىگرايد.
همين گونه موجودات زنده با نور حيات، حركت خود را آغاز مىكنند، و با ظلمت مرگ خاموش مىگردند و هر دو جنبه تدريجى دارند.
اين نكته را سابقاً گفتهايم كه: اختلاف شب و روز، ممكن است به معنى آمد و شد آنها بوده باشد كه هر يك «خلف» و جانشين ديگرى مىشود.
و نيز ممكن است به معنى اختلاف و تفاوت تدريجى آنها باشد كه فصول چهارگانه سال را به وجود مىآورد، و گردش حيات را در جهان گياهان تحت نظام دقيقى رهبرى مىكند.
در هر حال، همه اين مسائل مىتواند راهنماى طريق معرفت پروردگار باشد.
به همين دليل، در پايان آيه مىگويد: أَ فَلا تَعْقِلُونَ: «آيا انديشه نمىكنيد»؟!
***