تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٧
مىگويد، انسان را به ضلالت و گمراهى مىكشد.
روى اين حساب، براى به دست آمدن يك «دموكراسى سالم» بايد نخست كوشش كرد: تودههاى جامعه، آگاه و مؤمن گردند، آن گاه نظرات اكثريت را معيار براى پيشبرد اهداف اجتماعى قرار داد، و گرنه دموكراسى بر اساس نظرات اكثريت گمراه، جامعه را به جهنم مىفرستد.
ذكر اين نكته نيز ضرورى است كه به اعتقاد ما، حتى اكثريت آگاه، رشيد و با ايمان در صورتى نظراتشان محترم است كه بر خلاف فرمان الهى و كتاب و سنت نبوده باشد.
گفتنى است: بخشى از الزامات جوامع امروز، در زمينه پناه بردن به آراء اكثريت، از اينجا ناشى مىشود كه: آنها معيار ديگرى در دست ندارند كه روى آن تكيه كنند، آنها براى كتب آسمانى و برنامههاى انبياء، حسابى باز نكردهاند، تنها چيزى كه براى آنها باقى مانده، تودههاى مردم است، و از آنجا كه قدرت آگاهى بخشى به اين تودهها را ندارند، به علاوه بسيار مىشود ناآگاهى تودهها براى آنها مقرون به صرفه است و به آسانى و از طريق تبليغات مىتوانند آنها را به دنبال خود بكشند، لذا اكثريت كمى را معيار قرار داده، تا سر و صداها خاموش گردد.
و اگر درست در حال جوامع امروز، قوانين و نظامات حاكم بر آنها بينديشيم خواهيم ديد: بسيارى از بدبختىهائى كه دامنگيرشان شده به خاطر رسميت دادن به نظرات اكثريت ناآگاه است.
چه قوانين زشت و كثيفى كه- حتى ذكر آنها شرم آور است- با نظر اكثريت تصويب نشده؟!
و چه آتشهائى كه با نظريه اكثريت ناآگاه بر افروخته نگشته؟.
و چه مظالم و بيدادگرىهائى كه اكثريت غيرمؤمن بر آن صحه نگذارده است؟!