تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٦
اصحاب تو مشهور نيست رها كرد؛ چرا كه روايت مشهور شكى در آن نيست». «١»
و در «نهج البلاغه» مىخوانيم: وَ الْزَمُوا السَّوَادَ الأَعْظَمَ فَإِنَّ يَدَ اللَّهِ مَعَ الْجَمَاعَةِ وَ إِيَّاكُمْ وَ الْفُرْقَةَ فَإِنَّ الشَّاذَّ مِنَ النَّاسِ لِلشَّيْطَانِ كَمَا أَنَّ الشَّاذَّ مِنَ الْغَنَمِ لِلذِّئْبِ:
«هميشه همراه جمعيتهاى بزرگ باشيد كه دست خدا با جماعت است، و از پراكندگى بپرهيزيد كه انسان تك و تنها بهره شيطان است، چونان كه گوسفند تنها طعمه گرگ»!. «٢»
و نيز در «نهج البلاغه» مىخوانيم: وَ الْزَمُوا مَا عُقِدَ عَلَيْهِ حَبْلُ الْجَمَاعَةِ: «آنچه را كه پيوند جمعيت با آن گره خورده است رها مكنيد». «٣»
و به اين ترتيب، ممكن است براى بعضى ميان اين دو گروه از آيات و روايات تضادى تصور شود.
از سوى سوم، ممكن است اين فكر پيدا شود كه: اسلام نمىتواند با حكومت دموكراسى كنار بيايد؛ چرا كه پايه دموكراسى بر آراء اكثريت مردم است كه قرآن شديداً آن را مورد نكوهش قرار داده است.
اما با كمى دقت، در همان آيات و رواياتى كه در بالا آورديم و مقايسه آنها با يكديگر منظور و مفهوم واقعى آنها روشن مىگردد:
جان كلام اينجا است كه: اگر اكثريت، مؤمن و آگاه و در مسير حق باشند نظرات آنها محترم و غالباً مطابق واقع است و بايد از آن پيروى كرد.
ولى اگر اكثريت، ناآگاه و جاهل و بىخبر، يا آگاه اما تسليم هوا و هوس باشند، نظرات آنها غالباً جنبه انحرافى دارد و پيروى از آن، چنان كه قرآن