تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٢
«خداوند ما (رهبران دينى و الهى) را درهاى وصول به معرفتش، صراط، طريق و جهتى كه از آن به او مىرسند قرار داده، بنابراين كسانى كه از ولايت ما منحرف گردند، يا ديگرى را بر ما برگزينند، از صراط حق منحرفند». «١»
***
نكتهها:
١- حق پرستى و هوا پرستى
در آيات فوق، اشاره كوتاه و پر معنائى به تضاد حق پرستى و هوا پرستى بود، مىفرمود: اگر حق، تابع هوا و هوس مردم گردد، نه تنها زمين و اهلش، كه آسمانها هم به فساد كشيده مىشوند، تحليل اين مسأله چندان مشكل نيست زيرا:
١- بدون شك، هوا و هوسهاى مردم يكسان نيست، و غالباً با يكديگر تضاد دارد، و حتى بسيار مىشود هوا و هوسهاى يك انسان نيز ضد و نقيض يكديگرند با اين حال، اگر حق بخواهد تسليم اين تمايلات گردد، نتيجهاى جز هرج و مرج، از هم پاشيدگى و فساد نخواهد داشت.
چرا كه هر يك از آنها معبودى را مىپرستند، و بتى براى خود ساختهاند، اگر حق تسليم اين خواستهها گردد، و اين معبودهاى پراكنده بر پهنه هستى حكومت كنند فساد آن بر هيچ كس پنهان نخواهد بود.
٢- تمايلات هوسآلود مردم، غالباً متوجه مسائلى است كه (قطع نظر از تناقضهايش) نيز مفسدهانگيز است، اگر اين تمايلات بخواهد به عالم هستى و جامعه بشرى خط بدهد، نتيجهاى جز فساد به بار نمىآورد.
٣- تمايلات هوسآلود، هميشه يك بُعدى است و تنها يك زاويه را