تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٩
آرى، اينها سخنان حكيمانه است منتها چون با تمايلات هوسآلود اين گروه هماهنگ نيست، آن را نفى كرده و بر چسب افكار جنون آميز، به آن مىزنند!.
***
در حالى كه هيچ لزومى ندارد حق تابع تمايلات مردم باشد، كه: «اگر حق از هوسهاى آنها پيروى مىكرد و جهان هستى بر طبق تمايل آنها گردش داشت آسمانها، زمين و هر آن كس در آنها است تباه مىشدند»! «وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَ الأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ».
زيرا هوا و هوسهاى مردم معيار و ضابطهاى ندارد، بلكه، در بسيارى از موارد به سوى زشتىها مىگرايد.
اگر قوانين هستى تابع اين تمايلات انحرافى مىشد، هرج و مرج و فساد سراسر جهان را فرا مىگرفت!.
سپس براى تأكيد بيشتر، روى اين موضوع مىگويد: «بلكه ما قرآنى به آنها داديم كه مايه تذكر، يادآورى، توجه به خدا و مايه شرف، آبرو و حيثيت آنها است، ولى آنها از چيزى كه مايه ياد آورى و شرف و آبروى آنها است روى گردانند» «بَلْ أَتَيْناهُمْ بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ». «١»
***
در پنجمين و آخرين مرحله مىگويد: «آيا بهانه فرار آنها از حق اين است كه تو از آنها اجر، مزد و هزينهاى در برابر دعوتت تقاضا مىكنى؟ در حالى كه رزق پروردگارت براى تو بهتر است و او بهترين روزى دهندگان است» «أَمْ تَسْأَلُهُمْ