تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٣
به خاطر آن است كه آنها سردمداران گمراهى و ضلالتند، و يا براى آن كه مجازات در مورد آنها دردناكتر خواهد بود.
ضمناً، منظور از عذاب در اينجا ممكن است عذاب دنيا، يا عذاب آخرت و يا هر دو باشد، يعنى هنگامى كه عذاب دردناك الهى در اين جهان يا آن جهان دامانشان را فرا مىگيرد، نعره و فرياد بر مىآورند و استغاثه مىكنند، اما بديهى است در آن هنگام كار از كار گذشته و راه بازگشت وجود ندارد.
***
آيه بعد، در حقيقت بيان علت اين سرنوشت شوم است، مىگويد: «در گذشته آيات من به طور مداوم بر شما خوانده مىشد اما به جاى اين كه از آن، درس بياموزيد و بيدار شويد، اعراض مىكرديد و به عقب باز مىگشتيد» «قَدْ كانَتْ آياتِي تُتْلى عَلَيْكُمْ فَكُنْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ تَنْكِصُونَ».
«تَنْكِصُون» از ماده «نكوص» به معنى عقب، عقب بر گشتن است، و «أعقاب» جمع «عقب» (بر وزن جهش) به معنى پاشنه پا است، مجموع اين جمله كنايه از كسى است كه سخن نامطلوبى را مىشنود و به قدرى نگران و وحشت زده مىشود كه بر پاشنه پايش به عقب باز مىگردد.
***
نه تنها در برابر شنيدن آيات الهى عقب گرد مىكرديد كه «در برابر آن حالت استكبار به خود مىگرفتيد» «مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ». «١»