تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩١
اين احتمال نيز وجود دارد: منظور از اين كتاب كه نزد پروردگار است، لوح محفوظ باشد و تعبير به «لَدَيْنا» (نزد ما) اين تفسير را تأييد مىكند.
به هر حال، آيه فوق گوياى اين حقيقت است كه ذرهاى از اعمال آدمى به دست فراموشى سپرده نمىشود، و همه دقيقاً ثبت خواهد شد، ايمان به اين واقعيت، نيكوكاران را در كار خير تشويق و از كار بد بر حذر مىدارد.
جمله يَنْطِقُ بِالْحَقِّ: «به حق سخن مىگويد» كه در توصيف كتاب اعمال آدمى آمده، شبيه تعبيرى است كه در فارسى نيز مىگوئيم: فلان نامه به قدر كافى گوياست، يعنى نياز به شرح و توضيح ندارد، گوئى خودش سخن مىگويد و بدون احتياج به مطالعه، حقايق را بازگو مىكند.
جمله «وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ» نيز اشاره به اين است كه: با ثبت دقيق اعمال جائى براى ظلم و ستم باقى نمىماند.
***
ولى از اين نظر كه بيان اين واقعيات تنها در كسانى اثر مىكند كه مختصر بيدارى و آگاهى دارند، بلافاصله اضافه مىكند: «اما دلهاى اين جمعيت كافر لجوج آن چنان در جهل و بىخبرى فرو رفته كه از نامه اعمال، روز حساب و جزا و آنچه در قرآن از وعد و وعيد آمده است، غافلند» «بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِنْ هذا». «١»
اين انغمار و فرو رفتن در جهل و بىخبرى به آنها اجازه نمىدهد، حقايق روشن را مشاهده كنند، شايد به خود آيند و به سوى خدا باز گردند.
پس از آن، مىافزايد: «آنها جز اين اعمال ديگرى هم دارند كه پيوسته آن را