تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦١
نكتهها:
١- زندگى پر زرق و برق و اثر شوم آن
در آيات فوق رابطهاى ميان «اتراف» (زندگى اشرافى و پرناز و نعمت) و «كفر و تكذيب لقاى پروردگار» ديده مىشود، و به راستى چنين است؛ چرا كه صاحبان اين گونه زندگانى، معمولًا تمايل به آزادى بى قيد و شرط براى هر گونه كامجوئى و بهرهگيرى از لذائذ حيوانى دارند، و پر واضح است كه قبول مراقبت الهى و همچنين دادگاه بزرگ رستاخيز، مانع مهمى در اين راه است، هم آرامش وجدانشان را بر هم مىزند، و هم زبان مردم را به روى آنها باز مىكند.
لذا اين گونه افراد يك باره طوق عبوديت پروردگار را از گردن بر مىدارند، و راه انكار مبدأ و معاد را پيش مىگيرند و به تعبيرى كه در آيات فوق خوانديم مىگويند: زندگى همين است و بس و هيچ خبر ديگرى نيست و هر كس غير اين بگويد دروغگو است! دم غنيمت است و اين چهار روزه عمر را بايد خوش بود، از هر چمنى گلى بايد چيد و از هر وسيله لذتى، لذت جست! و اين چنين خلافكارىها و زشتىهاى اعمال خود را توجيه مىكنند.
از اين گذشته، فراهم ساختن چنان زندگى پر زرق و برق بدون غصب حقوق ديگران، و ظلم و ستم، معمولًا ممكن نيست، تا رسالت پيامبران و قيامت را انكار نكنند اين راه براى آنها هموار نخواهد شد.
و اينجاست كه مىبينيم اكثريت كسانى كه داراى چنين زندگى هستند، به همه چيز پشت پا مىزنند و با ديده تحقير و انكار به همه چيز مىنگرند.
اين بينوايان كور دل، و اسيران چنگال هوا و هوس، از سايه اطاعت و لطف پروردگار بيرون مىروند، ولى طوق عبوديت هوا، هوس و شهوت را بر گردن مىنهند، و خود بنده بندگان دگر مىشوند، افكارى منحط، ارواحى آلوده، و