تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٠
آخرين حدّ رساندند، و خلاصه، بر همه آنها اتمام حجت شد، اين پيامبر بزرگ الهى رو به درگاه خدا كرده، گفت: «پروردگارا! مرا در مقابل تكذيبهاى آنها يارى كن» «قالَ رَبِّ انْصُرْنِي بِما كَذَّبُونِ».
آنها هر چه توانستند گفتند و هر تهمتى خواستند زدند، تو مرا كمك فرما.
***
«و از سوى پروردگار به او گفته شد: آنها به زودى از كار خود پشيمان خواهند گشت» و ميوه درخت تلخى را كه نشاندهاند خواهند چشيد. «قالَ عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نادِمِينَ».
اما زمانى پشيمان مىشوند كه سودى ندارد و راه بازگشت بسته است.
***
و همين طور شد «ناگهان صيحه آسمانى آنها را به حق زير ضربات خود فرو گرفت» «فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ».
صاعقهاى مرگبار با صدائى وحشتانگيز و مهيب فرود آمد، همه جا را تكان داد و در هم كوبيد و ويران كرد، و اجساد بى جان آنها را روى هم ريخت، بقدرى سريع و كوبنده بود كه حتى قدرت فرار از خانههاشان پيدا نكردند و در درون همان خانههايشان مدفون گشتند، چنان كه قرآن در پايان اين آيات مىگويد:
«ما آنها را همچون خار و خاشاك در هم كوبيده شده، روى سيلاب قرار داديم» «فَجَعَلْناهُمْ غُثاءً».
«دور باد از رحمت خداوند قوم ستمگر»! «فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ».
***