تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٥
٢٣ وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ أَ فَلا تَتَّقُونَ
٢٤ فَقالَ الْمَلَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُرِيدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَا نْزَلَ مَلائِكَةً ما سَمِعْنا بِهذا فِي آبائِنَا الأَوَّلِينَ
٢٥ إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتَّى حِينٍ
ترجمه:
٢٣- و ما نوح را به سوى قومش فرستاديم؛ او به آنها گفت: «اى قوم من! خداوند يكتا را بپرستيد، كه جز او معبودى براى شما نيست؛ آيا (از پرستش بتها) پرهيز نمىكنيد»؟!
٢٤- جمعيت اشرافى (و مغرور) از قوم نوح كه كافر بودند گفتند: «اين مرد جز بشرى همچون شما نيست، كه مىخواهد بر شما برترى جويد! اگر خدا مىخواست (پيامبرى بفرستد) فرشتگانى نازل مىكرد؛ ما چنين چيزى را هرگز در نياكان خود نشنيدهايم!
٢٥- او فقط مردى است كه به جنون مبتلاست! پس مدتى درباره او صبر كنيد (تا مرگش فرا رسد، يا از بيمارى رهائى يابد)».
تفسير:
منطق كوردلان مغرور
از آنجا كه در آيات گذشته، سخن از توحيد، معرفت خداوند و دلائل