تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١
آيه بعد، از مسأله توحيد و شناخت مبدأ، به طرز زيبا و ظريفى به مسأله «معاد» منتقل مىشود، مىگويد: اين انسان با همه شگفتيهايش تا ابد زنده نمىماند، زمانى فرا مىرسد كه اين ساختمان عجيب از هم فرو مىريزد و «شما بعد از اين زندگى همگى مىميريد» «ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذلِكَ لَمَيِّتُونَ».
***
ولى براى اين كه اين تصور پيش نيايد كه با مردن انسان، همه چيز پايان مىگيرد (پس اين آفرينش با اين همه شكوه و عظمت براى اين چند روز زندگى امرى بيهوده بوده است) بلا فاصله مىافزايد: «سپس شما روز قيامت بار ديگر به زندگى باز مىگرديد و برانگيخته مىشويد» (البته در سطحى عالىتر و در جهانى وسيعتر و گستردهتر) «ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ تُبْعَثُونَ».
***
نكتهها:
١- اثبات مبدأ و معاد با يك دليل
جالب اين كه در آيات فوق، براى اثبات وجود خدا و قدرت و عظمت او از همان دليلى استفاده شده است كه در سوره «حج» براى اثبات معاد، و آن دليل، مراحل مختلف خلقت انسان در عالم جنين است و اتفاقاً در ذيل همين آيات مورد بحث، چنان كه ديديم گريزى به مسأله معاد نيز زده شده است. «١»
آرى، از يكسو، مىتوان عظمت خدا را از عجائب خلقت انسان در مخفيگاه رحم، كه هر روز شكل و نقش تازهاى به خود مىگيرد، شناخت كه گوئى جمعى نقاش چيره دست، گروهى صنعتگر و ابداعگر ماهر، در كنار اين قطره آب