تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٣
آنها هنوز به صورت معمائى در برابر دانشمندان قرار گرفته است، و ريزهكارىها و ظرافتهائى كه در ساختمان اين موجودات به كار رفته، خود معماهاى ديگرى است، معماهائى كه هنوز به هيچ وجه حل نشده.
به گفته دانشمندان علوم طبيعى، چشمهاى بعضى از همين حشرات، خود مركب از صدها چشم است! يعنى همان چشمى را كه ما به صورت يك چشم مىبينيم، از چند صد چشم كوچكتر تشكيل يافته كه مجموعه آنها را «چشم مركب» مىنامند! به فرض كه انسان بتواند از مواد بى جان، سلول زندهاى بسازد چه كسى مىتواند، صدها چشم كوچك كه هر كدام از آنها خود داراى دوربين ظريف و طبقات و دستگاههائى است، در كنار هم بچيند و رشته ارتباطى آنها را در مغز حشره پيوند دهد، و اطلاعات را به وسيله آنها به مغز حشره منتقل سازد و حشره بتواند در موقع مناسب، عكس العمل نسبت به حوادثى كه اطراف او مىگذرد نشان دهد؟
آيا اگر همه انسانها جمع شوند، قدرت بر آفرينش چنين موجود ظاهراً ناچيز اما در واقع بسيار پيچيده و اسرارآميز، خواهند داشت؟!
و باز به فرض، انسان همه اين مسائل را عملى سازد، ولى آيا مىتوان نام آن را خلقت گذاشت؟ يا تركيب و مونتاژى است از وسائل موجود در همين جهان آفرينش؟
آيا كسانى كه قطعات پيش ساخته اتومبيلى را به هم مونتاژ مىكنند، مخترع محسوب مىشوند؟ و نام عمل آنها را ابداع و اختراع مىتوان گذاشت؟
***