تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٠
مىپنداشتند، ولى مگسها مىآمدند، بر آنها مىنشستند و آن عسل، زعفران، مشك و عنبر را مىربودند و آنها قدرت بر باز پس گرفتن آن را نداشتند!.
قرآن مجيد، همين صحنه را عنوان قرار داده و براى بيان ضعف و ناتوانى بتها و سستى منطق مشركان از آن بهره مىگيرد، مىگويد: شما خوب نگاه كنيد ببينيد معبودهايتان چگونه زير دست و پاى مگسها قرار گرفتهاند و قادر به كمترين دفاع از خود نيستند؟!
اين چه معبودهاى بى عرضه و بى ارزشى هستند كه شما حل مشكلات خود را از آنها مىخواهيد؟!.
در اين كه: منظور از «طالب» و «مطلوب» چيست؟ حق همان است كه در بالا گفتيم: «طالب» عبادت كنندگان بتها هستند و «مطلوب» خود بتها كه هر دو ضعيف هستند و ناتوان.
بعضى از مفسران نيز، احتمال دادهاند: «طالب» اشاره به مگس است، و «مطلوب» اشاره به بتها (زيرا مگسها به سراغ بتها مىروند تا از مواد غذائى روى آنها بهره گيرند).
بعضى ديگر، «طالب» را بتها دانستهاند و «مطلوب» را مگس (زيرا به فرض كه بتها به فكر آفرينش مگس ضعيفى بيفتند قادر نخواهند بود) ولى تفسير اول صحيحتر به نظر مىرسد.
***
قرآن بعد از بيان مثال زنده فوق، نتيجهگيرى مىكند كه: «آنها خدا را آن گونه كه بايد بشناسند، نشناختند» «ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ».
به قدرى در معرفت و شناسائى خدا، ضعيف و ناتوانند كه خداوند با آن عظمت را تا سر حدّ اين معبودهاى ضعيف و بى مقدار، تنزل دادند، و آنها را