تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨١
مشركان به طور خصوص، و مخالفان اسلام به طور عموم، جر و بحثهائى با پيامبر صلى الله عليه و آله پيرامون مسائل و احكام تازه اسلام داشتند و نسخ و دگرگونى قسمتهائى از احكام شرايع پيشين را نقطه ضعفى براى شريعت اسلام مىپنداشتند، در حالى كه اين دگرگونىها نه تنها ضعف نبود، كه يكى از برنامههاى تكامل اديان محسوب مىشد، در نخستين آيه مورد بحث، مىفرمايد:
«براى هر امتى عبادتى قرار داديم تا خدا را با آن پرستش كنند» «لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً هُمْ ناسِكُوهُ». «١»
«مناسك»- چنان كه قبلًا هم گفتهايم- جمع «منسك» به معنى مطلق عبادت است، و در اينجا ممكن است تمام برنامههاى دينى و الهى را شامل شود.
بنابراين، آيه گوياى اين حقيقت است كه امتهاى پيشين هر كدام برنامهاى مخصوص به خود داشتند كه در آن شرائط خاص از نظر زمان و مكان و جهات ديگر كاملترين برنامه بوده است، ولى مسلماً با دگرگون شدن آن شرائط، لازم بود احكام تازهترى جانشين آنها شود.
لذا، به دنبال اين سخن، اضافه مىكند: «بنابراين نبايد آنها در اين امر با تو به نزاع برخيزند» «فَلا يُنازِعُنَّكَ فِي الأَمْرِ».
«و تو به سوى پروردگارت دعوت كن كه راه راست همين است كه تو مىپوئى» «وَ ادْعُ إِلى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلى هُدىً مُسْتَقِيمٍ».