تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٨
دليلى است بر معاد؛ چرا كه مسأله زنده شدن زمينهاى مرده به وسيله گياهان سر سبز در پرتو نزول باران، و همچنين مسأله حيات و مرگ نخستين انسان، شاهد زندهاى است بر اين كه او قادر است بار ديگر انسان را زنده كند و لباس حيات بر او بپوشاند، چنان كه در بسيارى از آيات قرآن به همين امور بر مسأله معاد استدلال شده.
ضمناً، جمله «إِنَّ الإِنْسانَ لَكَفُورٌ» با توجه به اين كه «كفور» صيغه مبالغه است اشاره به كفر و انكار انسانهاى لجوج مىكند، كه حتى با مشاهده اين همه آيات عظمت خدا باز راه انكار را پيش مىگيرند، و يا اشاره به كفران و ناسپاسى اين گونه افراد است كه وجودشان غرق نعمتهاى او است و باز هم نه در مقام شكر منعماند و نه شناخت او.
***
٣- تسخير موجودات زمين و آسمان
همان گونه كه سابقاً هم اشاره كردهايم، تسخير اين امور، براى انسان از اين نظر است كه خدا آنها را خدمتگزار انسان قرار داده، و در مسير منافع او مىباشند. «١»
و اگر مىبينيم در ميان نعمتهاى زمينى، حركت كشتىها بر صحنه اقيانوسها بالخصوص ذكر شده، به خاطر آن است كه اين كشتىها در گذشته و حال مهمترين وسيله ارتباطى، انتقال انسانها و كالاها از نقطهاى به نقطه ديگر بوده و هستند، و هيچ وسيله نقليهاى تاكنون نتوانسته است جاى كشتىها را در اين زمينه بگيرد.