تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٧
بر مىآوريد و آماده حساب و جزا مىشويد) «ثُمَّ يُحْيِيكُمْ».
اما با اين حال، «اين انسان در برابر اين همه نعمتهائى كه خدا در زمين و آسمان در جسم و جان، به او ارزانى داشته، كفران كننده و ناسپاس است، و با ديدن اين همه نشانههاى روشن، ذات پاك او را انكار مىكنند» «إِنَّ الإِنْسانَ لَكَفُورٌ».
***
نكتهها:
١- صفات ويژه پروردگار
در آيات فوق، و دو آيه قبل از آن (٥٩- ٦٥) به ترتيب چهارده بخش، از صفات خداوند (در آخر هر آيه دو صفت) بيان شده است: عليم و حليم- عفو و غفور- سميع و بصير- على و كبير- لطيف و خبير- غنى و حميد- رئوف و رحيم، كه هر بخش، از اين صفات دو گانه، هماهنگ و مكمل يكديگرند، عفو خداوند با غفران او، سميع بودن با بصير بودن، بلند مقام بودنش با بزرگيش، لطيف بودن با آگاهيش، غنى بودن با حميد بودنش، و بالاخره رئوف بودن با مهربانيش، همه هماهنگ، و در عين حال هر كدام از آنها درست متناسب همان بحثى است كه در آن آيه مطرح شده، و چون قبلًا در ذيل خود آيات از آن سخن گفتهايم نياز به تكرار نمىبينيم.
***
٢- حيات و مرگ
آيات فوق، همان گونه كه دليلى بر قدرت خدا است و تأكيدى بر وعدههاى نصرت الهى نسبت به بندگان با ايمان، همچنين نشانهاى است از حقانيت ذات پاك او كه در آيات گذشته روى آن تكيه شده بود، و نيز دليلى است بر توحيد، و