تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٦
اما اين سؤال كه: چگونه نسبت درك حقايق به قلبها كه در سينهها قرار دارد داده شده است، با اين كه: مىدانيم قلب جز تلمبهاى براى گردش خون نيست؟
در جلد اول تفسير «نمونه»، ذيل آيه ٧ سوره «بقره» مشروحاً به آن پاسخ دادهايم و خلاصه و فشردهاش اين است:
يكى از معانى «قلب»، «عقل» است و يكى از معانى «صدر»، ذات و سرشت انسان.
به علاوه قلب، مظهر عواطف است و هر گاه برقى از عواطف و ادراكهائى كه مايه حركت و جنبش است در روح انسان آشكار شود، نخستين اثرش، در همين قلب جسمانى، ظاهر مىگردد، ضربان قلب دگرگون مىشود، خون با سرعت، به تمام ذرات بدن انسان مىرسد، و نشاط و نيروى تازهاى به آن مىبخشد، بنابراين، اگر پديدههاى روحى به قلب نسبت داده مىشود، به خاطر آن است كه: نخستين مظهر آن در بدن انسان قلب او است (دقت كنيد).
جالب توجه اين كه: مجموعه ادراكات انسان در آيه فوق، به «قلب» (عقل) و «آذان» (گوشها) نسبت داده شده است، اشاره به اين كه: براى درك حقايق دو راه بيشتر وجود ندارد يا بايد انسان از درون جانش جوششى داشته باشد و مسائل را شخصا تحليل كند و به نتيجه لازم برسد.
و يا گوش به سخن ناصحان مشفق، هاديان راه و پيامبران خدا و مردان حق بدهد، و يا از هر دو راه به حقايق برسد. «١»
***
دومين آيه مورد بحث، چهره ديگرى از جهالت و بىخبرى كوردلان