تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٤
يك ميز نمىنشينيد و مذاكره نمىكنيد؟ همان اسرائيلى كه تمام قوانين بينالمللى و اخطارها و تصويبنامههاى سازمانهاى جهانى را كه مورد اتفاق تمام ملتها است، و تمام قوانين بشرى و دينى را زير پا گذاشته است، آيا چنين كسى منطق و مذاكره مىفهمد؟!
اسرائيلى كه هزاران هزار كودك بى گناه، پير زنان و پير مردان و حتى بيماران بيمارستانها در زير بمبهاى آتشزايش، قطعه، قطعه شده و سوختهاند، كسى است كه بايد از در منطق با او وارد شد؟ «١»
همچنين كسانى كه وجود يك معبد و مسجد را كه سبب آگاهى و حركت تودههاى مردم است، مزاحم منافع نامشروع خود مىبينند و به هر قيمتى بتوانند در هدم و محو آن مىكوشند، آيا اينها اشخاصى هستند كه بايد از طرق مسالمتآميز با آنها وارد بحث شد؟
به هر حال، اگر مسائل ذهنى را كنار بگذاريم، و به واقعيات موجود در جوامع انسانى بنگريم، يقين خواهيم كرد: در بعضى از موارد چارهاى جز توسل به اسلحه و زور نيست، و اين هم از ناتوانى منطق نيست، بلكه عدم آمادگى جباران براى پذيرش منطق صحيح است، بدون شك هر جا منطق مؤثر افتد، حق تقدم با آن است.
***