تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٨
دشمنان بر آنها تحميل شده، اجازه جهاد داده است؛ چرا كه آنها مورد ستم قرار گرفتهاند» «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا».
آن گاه اين اجازه را با وعده پيروزى از سوى خداوند قادر متعال، تكميل كرده مىفرمايد: «و خدا قدرت بر يارى كردن آنها دارد» «وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ».
اين عبارت كه متضمن وعده كمك الهى است با تعبير به «توانائى خدا»، ممكن است اشاره به اين نكته باشد: اين قدرت الهى وقتى به يارى شما مىآيد كه خود نيز به مقدار توانائيتان كسب قدرت كنيد و آمادگى دفاع داشته باشيد تا گمان نكنند مىتوانند در خانههاى خود بنشينند و منتظر يارى پروردگار باشند.
به تعبير ديگر، شما بايد آنچه در توان داريد در اين عالم اسباب به كار گيريد، و در آنجا كه قدرت شما پايان مىگيرد، در انتظار يارى خدا باشيد، و اين همان برنامهاى بود كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در تمام مبارزاتش به كار مىگرفت و پيروز مىشد.
***
پس از آن توضيح بيشترى درباره اين ستمديدگانى كه اذن دفاع به آنها داده شده است مىدهد، و منطق اسلام را در زمينه اين بخش از جهاد روشنتر مىسازد، مىگويد: «همان كسانى كه به ناحق از خانه و لانه خود اخراج شدند» «الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ».
«تنها گناهشان اين بود كه مىگفتند: پروردگار ما خداوند يكتا است»! «إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ».
بديهى است اقرار به توحيد و يگانگى خدا افتخار است، نه گناه، اين اقرار چيزى نبود كه به مشركان حق دهد آنها را از خانه و زندگيشان بيرون كنند و