كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٧١ - نقد نظريه شيخ اعظم
بهعقيده مشهور، انشاى تكليف و ايجاب، فعلى و حالى و در حين خطاب است ولى مُنشَأ و وجوب استقبالى پس از حصول شرط است، و تا زمانى كه شرط محقق نشود وجوب و تكليفى نيست. فايده اينگونه انشاءات، اين است كه پس از حصول شرط، تكليف، فعلى مىشود و نيازى به خطاب جديد نيست. در مورد بحث هم مشترى بگويد: «إن ملّكتني هذا بكذا قبلتُ» كه قبول لفظى يا لفظ قبول يا انشاى آن مقدم بر ايجاب است ولى مُنشأ به اين انشا؛ يعنى قبول حقيقى، بلافاصله پس از تحقق ايجاب محقق مىشود و فايده انشاى مشروط مذكور اين است كه بهدنبال ايجاب بايع، نيازى به قبول جديد نيست.[١]
اين راه اشكال دارد؛ زيرا مستلزم تعليق در عقد است و در مسأله دوازدهم خواهد آمد كه در عقد لازم، تنجيز شرط است يا بر مسلك امام احتياط واجب، اين است كه تنجيزاً انشا كنند.
٢. به پيشنهاد امام راحل به نحو واجب معلق[٢] انشاى قبول كند. در مورد بحث ما هم بدون ذكر شرطى در ظاهر به نحو مطلق مىگويد: «قبلتُ هذا بهذا» ولى باز اصل
انشاى قبول، فعلى و مُنشأ آن استقبالى است؛ در واقع لفظ قبول مقدم و حقيقت آن مؤخّر از ايجاب است.[٣] اين راه مبتنى است بر قبول واجب معلق و خود امام راحل اين نكته را در اصول قبول دارد[٤] ولى از منظر مشهور محال است.[٥] حضرت امام در متن
[١]. كتاب البيع، ج ١، ص ٣٢٧.
[٢]. واجب معلق كه صاحب فصول اختراع كرده آن است كه اصل وجوب فعلى و حالى است ولى واجب و امتثال امر استقبالى است؛ مثلًا با حصول استطاعت ولو چهار ماه قبل از موسم حج، تكليف فعلى به حج مىآيد ولى امتثال آن در موسم حج است و فايدة چنين ايجابى اين است كه از هماكنون بايد به فكر باشد و اسباب سفر را مهيا كند تا در وقت خود، حج از وى فوت نشود.
[٣]. كتاب البيع، ج ١، ص ٤٢٧.
[٤]. مناهج الوصول، ج ١، ص ٣٥٨- ٣٦٤.
[٥]. ر. ك: نهاية الدرايه، ج ١، ص ١٨٥- ١٨٨ ..