كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٢٤٠ - الف) ضمان مقبوض به عقد فاسد
تسليم اشكال شده و مثل شيخ اعظم حديث را مخصوص اعيان دانسته است كه اخص از مدّعاست.[١]
پاسخ امام: امام راحل از اين دليل هم پاسخ داده و تسليم اشكال نشده است، حاصل جواب از اين قرار است: درباره حديث «كلّ شيء نظيف حتّى تعلم أنّه قذر»[٢] در اصول بهطور مفصل بحث شده است كه مفاد آن چيست؟ در مجموع هفت احتمال ذكر شده است: به نظر مشهور، غايت «حتّى تعلم أنّه قذر» قيد موضوع است و حديث مخصوص قاعده و اصل طهارت است، گويا گفته شده است: «كلّ شيء شُك فى طهارته ونجاسته طاهرٌ». بنابراين غايت خود حكم طهارت، ذكر نشده است؛ يعنى هر چيزى كه طهارت و نجاست آن مشكوك است تا زمانى كه علم به قذارت پيدا شود پاك است، امّا اينكه چه زمانى علم خواهد آمد و اساساً آيا حصول علم به قذارت ممكن است يا ممكن نيست، روايت از اين جهت در مقام بيان نيست و تمام توجه حديث به بيان طهارت ظاهرىِ شىء مجهول و مشكوك العنوان أو الحكم است.
حديث على اليد نيز از اين قرار است يعنى غايت «حتّى تؤدّى» قيد موضوع (ما اخذ) است و تمام عنايت حديث به اين است كه «المال المأخوذ أو المستولى عليه غير المؤدّى إلى صاحبه مالم يؤدّ إلى صاحبه مضمون على الآخر أو المستولى»، امّا اينكه آيا امكان تأديه خود آن موجود است يا خير، از اين نظر در مقام بيان نيست و با هريك از دو مورد امكان رد- مثل خود عين- و عدم امكان آن- مثل منفعت و عمل- سازگار است.[٣] بنابراين حديث على اليد، هم دليل ضمان عين است و هم دليل ضمان منفعت و
[١]. مصباح الفقاهه، ج ٣، ص ١٢٨ و ١٢٩.
[٢]. وسائل الشيعه، ج ٣، ص ٤٦٧.
[٣]. بلكه اگر در حديث طهارت، غايت قيد موضوع است و در واقع، غايت حكم بيان نشده است و حديث در اين صدد نيست، در حديث على اليد به طريق اولى غايت قيد موضوع است؛ زيرا بلافاصله پس از موضوع آمده است، برخلاف حديث طهارت كه غايت پس از حكم طهارت ذكر شده است و احتمال دارد قيد حكم باشد ..