كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣٤٨ - مطلب سوم حقيقت اكراه
در أقرب الموارد مىخوانيم:
أكرهه على الأمر: حمله عليه قهراً، أكره فلاناً: حمله على أمر يكرهه.[١]
شيخ اعظم در مكاسب مىفرمايد:
ثمّ إنّ حقيقة الإكراه لغة وعرفاً: حمل الغير على ما يكرهه.[٢]
بنابراين، اكراه از حقايق لغويه و عرفيه عامه است و از كلام مصباح و از بخشى از كلام المنجد و أقرب الموارد بهدست مىآيد كه با زور و قهر و غلبه كسى را بر كارى وادار كردن اكراه است؛ خواه كارى باشد كه فرد مكره قلباً از آن متنفر است و كراهت دارد و يا كارى باشد كه قلباً متنفر نيست و بلكه مشتاق است ولى به زور نمىخواهد انجام دهد و با ميل و رغبت مىخواهد انجام دهد.
ولى بعضى ديگر از كلمات المنجد و أقرب الموارد و نيز از كلام راغب در مفردات دلالت دارد بر اين كه اكراه، حمل انسان است بر كارى كه كراهت دارد. قدر متيقن از كلام اهل لغت هم همين معناست، و لذا شيخ اعظم قيد «يكرهه» را در تعريف آورده است. البته در مورد كسى كه از قبل كراهتى بر او نيست ولى از دستور دادن ديگرى خشنود نيست و اگر امر كنند ناراحت مىشود اكراه صدق مىكند ولى بالعرض و پس از حمل و امر غير است نه قبل از آن.
شيخ اعظم براى صدق اكراه قيودى را اضافه نموده و چنين گفته است:
ويعتبر في وقوع الفعل عن ذلك الحمل: اقترانه بوعيد منه، مظنون الترتّب على ترك ذلك الفعل، مضر بحال الفاعل أو متعلّقه نفساً أو عرضاً أو مالًا.[٣]
از اين عبارت سه قيد بهدست مىآيد: ١. حمل، مقرون به تهديد فرد حامل و مكره باشد؛ ٢. مكره ظن داشته باشد و احتمال قوى بدهد كه اگر فعل اكراهى را انجام ندهد
[١]. أقرب الموارد، ج ٢، ص ١٠٨٠.
[٢]. المكاسب، ج ٣، ص ٣١١.
[٣]. همان ..