كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣٣٥ - مطلب اول معناى اختيار
مطلب اوّل: معناى اختيار
معناى لغوى اختيار: اختيار و تخير در لغت عرب به معناى انتخاب و برگزيدن و ترجيح دادن است؛ چه ترجيح يكى از دو جانب فعل و ترك بر ديگرى، چه ترجيح يكى از دو امر وجودى بر ديگرى.
در كتاب المنجد مىخوانيم:
«تخيّر واختار: اصطفاه وانتقاه، استخار استخارةً: طلب الحيرة».[١]
معناى اصطلاحى اختيار: اختيار در اصطلاح فقها به قرار زير است: شيخ اعظم در مكاسب مىگويد:
المراد بالاختيار القصد إلى وقوع مضمون العقد عن طيب نفس في مقابل الكراهة و عدم طيب النفس، لا الاختيار في مقابل الجبر.[٢]
از همينجا تفاوت شرط چهارم (اختيار) با شرط سوم (قصد) روشن مىشود. در شرط سوم اصل قصدِ تحققِ معنا و مدلول عقد مطرح بود ولى در اينجا از روى رضا و طيب نفس بودن آن مطرح است يعنى از روى ميل باطنى و طيب خاطر مضمون عقد قصد شود نه از روى كراهت باطنى و اجبار و تحميل از خارج.
كلمه اختيار گاهى در مقابل جبر و الجاء بهكار مىرود؛ منظور از جبر اين است كه شخص هيچ ارادهاى از خود ندارد و عملش مثل حركت دست مرتعش است و در واقع مانند آلت و ابزارى در دست ديگرى است و بدون اراده كارى انجام مىدهد؛ مثلًا كسى را بخوابانند و شراب در حلقش بريزند. در اينجا به قرينه مقابله، مختار كسى است كه با اراده خود كارى را انجام دهد.
[١]. المنجد فى اللغة، ص ٢٠١، مادّة خير. براى مطالعه بيشتر ر. ك: أقرب الموارد، ج ١، ص ١١، ماده خير؛ مفردات راغب، ص ١٦٣، ماده خير.
[٢]. المكاسب، ج ٣، ص ٣٠٧ ..