كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣٣٦ - مطلب اول معناى اختيار
كلمه اختيار هم گاهى در مقابل اضطرار بهكار مىرود؛ مضطر كسى است كه در اثر ضرورت و نياز مبرم تصميم مىگيرد و اقدام مىكند. مثلًا كسى براى نجات از هلاكت، از گوشت مردار تغذيه مىكند يا براى مداواى بيمارى يا اداى دِين ناچار مىشود مال ارزشمندى را بفروشد بدون اينكه كسى از خارج بر او تحميل كند.
در مقابل، مختار كسى است كه چنين ضرورتى ندارد و در شرايطى عادى اقدام به معامله يا كار ديگر مىكند.
كلمه اختيار در بعضى از موارد در مقابل اكراه بهكار مىرود؛ مكره كسى است كه ظالمى او را تهديد مالى يا جانى يا آبرويى كند و او از ترس عملى شدن تهديد معامله يا كار ديگر مورد اكراه را انجام دهد. در مقابل، مختار كسى است كه به طيب نفس و بدون تحميل از خارج اقدام به معامله مىكند.
حال اين بحث مطرح است كه آيا اختيار، معانى و موارد استعمال متعددى دارد يا در همهجا به يك معنا اطلاق مىشود؟ امام راحل بر اين باور است كه اختيار در همهجا يك ماهيت و معنا دارد و به اختلاف موارد، مفهوم و ذات آن مختلف نمىگردد و همهجا داراى يك معناست- چه در برابر جبر به كار برده شود، چه در مقابل اضطرار و چه در مقابل اكراه-.
به نظر امام راحل، اختيار، انتخاب و برگزيدن و ترجيح يك طرف بر طرف ديگر است كه از مبادى فعل ارادى است و جميع افعالى كه با التفات و اراده از انسان صادر مىشود مسبوق به اختيار و ترجيح و گزينش است. البته گاهى منشأ ترجيح يك كار، ملائم با نفس بودن و موافق با شهوت و تمايلات فاعل است كه فاعل با شوق و رغبت، آن را انتخاب و اراده مىكند و انجام مىدهد. و گاهى عملى مخالف ميل و هواى نفس او است و از آن نفرت و كراهت دارد ولى عقل او درك مىكند كه انجامش به صلاح