كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٢٨٠ - تلف مبيع به بيع فاسد
مهمترين دليل فتواى مشهور، سيره عقلاى عالم است كه هم مرحوم آيتالله خوئى[١] و هم امام راحل در كتاب البيع به آن استدلال كردهاند. چون بيان امام كاملتر است آن را تقرير مىكنيم. البته امام راحل مثل شيخ انصارى[٢] باب مثلى و باب قيمى را جدا مطرح كرده است،[٣] ولى ما هر دو بخش را در اينجا نقل مىكنيم تا استدلال كامل باشد و بتوان تمام مدعاى مشهور را ثابت كرد.
همانطور كه اصل ضمان، امرى عقلايى است و همه عقلاى عالم به آن حكم مىكنند. كيفيت ضمان نيز امرى عقلايى است و اختصاص به مسلمانان ندارد. از نظر عقلا اگر كسى بدون مجوز قانونى و عقلايى مال ديگرى را بگيرد و بر آن سلطه پيدا كند، تا زمانى كه عين مال، نزد قابض باشد خود آن را مطالبه مىكنند و اگر غاصبامتناع كند شكايت مىكنند و در تمام دنيا، محكمه طرف را محكوم و ملزمبهاداى خود عين مىنمايد[٤] دليل مطالبه عين مال اين است كه علاوه بر دارا بودن صفات و خصوصيات و ماليت، جهات شخصى هم دارد؛ چهبسا مورد غرض انسان است. اگر عين نزد غاصب و ضامن تلف شود در صورتى كه مثلى باشد مثل را مطالبه مىكنند و به سراغ قيمت نمىروند مگر در موارد خاصى كه مثل، متعذر باشد يا طرفين توافق كنند و ....
دليل مطالبه مثل اين است كه مماثل تالف، همه جهات مورد توجه عقلا را دارد؛ يعنى از نظر صفات و خصوصيات و قيمت، همانند تالف است؛ تنها هويت شخصى مثل با عين، متفاوت است كه نوعاً مورد غرض عقلا نيست؛ اگرچه گاهى متعلق غرض شخصى است، به همين سبب با يك درجه تنزل، اين مماثلْ خودِ همان عين است. اگر
[١]. مصباح الفقاهه، ج ٣، ص ١٥٠.
[٢]. المكاسب، ج ٣، ص ٢٠٩ و ٢٤٠.
[٣]. كتاب البيع، ج ١، ص ٤٨٦ و ٥٨٣.
[٤]. و چهبسا حديث على اليد هم بر فرض حجيت، در صدد بيان و تأييد همين امر عقلايى باشد ..