كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣٧٤ - بررسى مطلب
اگر متمكن از توريه نباشد حرمت و ساير احكام رفع مىشود بلكه به قوله مطلق فرموده است: كارى كه بر آن مكره شدهايد از شما برداشته شده است؛ خواه عاجز از توريه باشيد، خواه عاجز نباشد.
ج) اطلاقات روايات طلاق و عتق مكره؛[١] اين روايات هم مثل حديث رفع قيدى ندارند و فرض تمكن از توريه را نيز شامل مىشوند. گفتنى است بر اين حالت هم اكراه صدق مىكند.
د) اطلاقات اكراه بر قَسَم دروغ[٢] نيز فرض تمكن از توريه را شامل مىشود.
ه-) داستان عمار ياسر هم گواه ديگرى است بر عدم وجوب توريه و صدق اكراه با تمكن از توريه. زيرا وقتى او را مكره كردند و او به زبان اظهار برائت نمود اصحاب گفتند يا رسولاللّه عمار كافر شد. حضرت فرمود: هرگز! عمار سرتا پا مالامال از ايمان است و ايمان با گوشت و خون او درآميخته است؛ در اين ميان عمار در حالى كه گريه مىكرد وارد شد. رسولخدا (ص) اشك چشمان او را پاك كرد و فرمود:
«مالك؟ أن عادوا لك فعدهم بما قلت»
يعنى تو را چه شده است؟ اگر آنان دوباره هم خواستند تبرى كنى مُجازى و مىتوانى اين كار را بكنى.[٣] حضرت نفرمود كه توريه كن، در حالى كه اگر توريه واجب بود و با تمكن از آن، مكره نبود حتماً رسول رحمت و پيامبر شفيق و رئوف و رحيم او را متنبه مىكرد كه توريه كن.
و) از نظر عرف قدرت بر توريه، كلام را از اكراهى بودن خارج نمىكند؛ بنابراين صدق عرفى محرز است و مناط هم صدق عرفى است.
ز) روايت عبدالله بن سنان از امام صادق (ع):
قال أبوعبدالله (ع):
«لا يمين في غضب ولا في قطيعة رحم ولا في جبر ولا في
[١]. وسائل الشيعه، ج ٢٢، ص ٨٦.
[٢]. الكافى، ج ٧، ص ٤٦٣، ح ١٧.
[٣]. ر. ك: وسائل الشيعه، ج ١٦، ص ٢٢٥، ح ٢ ..