كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣٥٤ - نظريه امام راحل(رحمه الله)
نظريه امام راحل (رحمه الله)
امام راحل نظريه شيخ اعظم و مرحوم اصفهانى را نقد مىكند، امّا ابتدا تفاوت اكراه و اضطرار را بيان مىفرمايد: اضطرار صفتى براى شخص مضطر است و از صفات انفعالى است؛ يعنى در واقع، فردِ مضطر از چيزى متأثر و منفعل است و تحت تأثير عاملى مثل گرسنگى و بيمارى و مانند آن ناچار از بيع است، ولى اكراه اگر مصدر به معناى اسم فاعل باشد صفت فرد مكرِه و از صفات فعل است كه از فعل او انتزاع مىشود اگر به اين معنا باشد ميان اضطرار و اكراه هيچ رابطهاى نيست؛ نه مفهوماً و نه مصداقاً، بلكه اين دو با هم تباين كلى دارند. اگر اكراه مصدر به معناى اسم مفعول باشد صفت فرد مكرَه است و از صفات انفعالى است. اگر به اين معنا باشد گرچه مفهوماً غير از اضطرار است ولى از نظر موارد تصادق، عام و خاص منوجه مىباشند: مادّه اجتماع، انسانى است كه هم مكرَه است و هم مضطر؛ ماده افتراق، اكراه انسانى است كه مكره شده و ديگرى به زور وادارش كرده است ولى مضطر نيست؛ به اينصورت كه اگر نفروشد در مضيقه و حرج شديد باقى خواهد ماند و از گرسنگى يا بيمارى تلف خواهد شد. ماده افتراق هم اضطرار مضطرى است؛ به اينصورت كه اگر نفروشد در مضيقه قرار خواهد گرفت ولى هيچ تهديد و زورى عليه او وجود ندارد.[١]
امام راحل درباره اين سخن شيخ اعظم كه گفته است اضطرار مخصوص الجائى است كه از ناحيه غير نيست و از ناحيه خود شخص است مىفرمايد: گاهى منشأ اضطرار و ضرورت گرسنگى و تشنگى و مانند آن است كه آدمى را تهديد مىكند و در معرض هلاكت قرار مىدهد، و گاهى از الزام و اجبار ديگرى سرچشمه مىگيرد، امّا نه از الزام بر خود بيع مال تا نامش اكراه باشد. چنين شخصى در اينجا مضطر به بيع است ولى مكره بر بيع نيست و منشأ اضطرار هم الزام غير است. بنابراين دايره اضطرار وسيع
[١]. كتاب البيع، ج ٢، ص ٩١- ٩٢ ..