كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ١٦٦ - اصل لزوم معاطات در روايات
الشروط» شرط را به مطلق الزام و التزام تفسير كرده است.[١] مختار ما هم همين است و قبلًا با ذكر شواهد و مدارك در مبحث صحت معاطات توضيح داديم و استدلال بر لزوم مطلق معاهدات و معاملات بر همين اساس است.
ج) وفا به شرط به اين است كه طبق آن عمل كند و مخالفت و ترك نكند و وفا را به آخر برساند زيرا كسى كه مدتى به شرط و قرارش پايبند باشد و بعداً آن را نقض كند در واقع اصلًا وفا نكرده است، نه اينكه تا به حال وفا كرده و از حالا به بعد وفا نمىكند.
د) حديث نبوى جمله خبريه است ولى به داعى انشا صادر شده و دلالت آن بر وجوب وفا قوىتر از دلالت فعل امر بر وجوب است. مبناى اين نكته در علم اصول تبيين شده است.
ه) حديث نبوى، يا بهطور مستقيم بر وجوب وضعى دلالت دارد و مفادش اين است كه نقض التزام و قرارداد، باطل است و قابل نقض نيست و فسخ يكجانبه بىاثر است؛ بنابراين لزوم قراردادهاى معاملى از آن فهميده مىشود؛ و يا بر وجوب تكليفى وجوب وفا و حرمت نقض دلالت دارد كه باز هم براى استفاده لزوم كفايت مىكند، زيرا حرمت نقض آن وجهى ندارد مگر لزوم قرارداد و معامله، و اگر لازم نبود فسخ و نقض آن حرام نمىشد و چنين نيست كه حرمت نقض يك حكم تعبدى محض باشد، بلكه به مناط لزوم است و كاشف از آن مىباشد.
با اين چند نكته دلالت حديث بر لزوم پرواضح است و مقدار دلالت آن هم لزوم مطلق قراردادها و معاهدات است، از جمله لزوم مطلق بيع و لزوم خصوص معاطات نيز استفاده مىشود. و خلاصه اينكه آنچه در آيه أوْفُوا بِالْعُقُود قبلًا ذكر شد در حديث «المؤمنون عند شروطهم» نيز ذكر مىشود و از نظر دلالت بر لزوم مطلق عقود و عهود و قراردادها مثل هم هستند و بلكه دلالت روايت بر وجوب وفا و حرمت نقض قوىتر
[١]. همان، ج ٦، ص ١١ و ١٢ ..