كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ١٦٥ - اصل لزوم معاطات در روايات
درباره اين حديث در باب صحت معاطات بحث شد، در اينجا به اختصار توضيحاتى داده مىشود تا دلالت آن بر اصل لزوم روشن شود.
الف) از روايت، وجوب وفا به شرط و حرمت نقض آن استفاده مىشود نه اينكه فقط حُسن و رجحان استفاده شود. دليل وجوب وفا: اوّلًا تكيه روى وصف ايمان است كه وفا به شرط را نشانه ايمان مؤمنان دانسته است؛ گويا كسى كه وفا به شرط ندارد ايمان ندارد، و اين، كنايه از بزرگى گناه نقض شرط است؛ ثانياً لفظ
«عند شروطهم»
دلالت بر ملازمه شرعى ميان مؤمن، و وفا به شرط دارد كه باز وجوب را مىرساند؛ ثالثاً در رواياتى معصومين (ع) براى وجوب وفا، به حديث نبوى مذكور استدلال كردهاند، مثل موثقه اسحاق بن عمار از امام صادق (ع) از پدر بزرگوارش:
«إنّ علي بن أبيطالب (ع) كان يقول: من شرط لامرأته شرطاً فليف لها به؛ فإنّ المسلمين عند شروطهم إلا شرط حرّم حلالًا أو أحلّ حراماً».[١]
اگر حديث نبوى مفيد وجوب نبود امام (ع) استدلال نمىكرد.
ب) شرط در روايت، يا به معناى خصوص الزام و التزام ضمنى است يا به معناى مطلق الزام و التزام است، ولو ابتدايى و استقلالى. مثل همه قراردادها و تعهدات و ميثاقنامهها ميان دو شخص يا دو شركت يا دو دولت.
شيخ اعظم در باب معاطات شرط را به معناى مطلق التزام گرفته و معاطات را نوعى قرارداد دانسته است و براى لزوم آن به اين حديث استدلال كرده است.[٢] وى در اوايل مبحث خيارات، شرط را بهخصوص التزام ضمنى معنا كرده و گفته است كه شامل بيع و معاطات و مانند آن نمىشود،[٣] ولى در اواخر مبحث خيارات، در باب «القول فى
[١]. تهذيب الأحكام، ج ٧، ص ٤٦٧.
[٢]. المكاسب، ج ٣، ص ٥٦.
[٣]. همان، ج ٥، ص ٢١ ..