تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨١ - سوره النجم(٥٣) آيات ٣٠ تا ٣٩
الَّذِينَ أَحْسَنُوا و تا كه جزا دهد آنان را كه نيكويى كردند بِالْحُسْنَى بمثوبت نيكو كه آن رياض جنان است و ميتواند بود كه با در اينموضع باء سببيه باشد و حسنى صفت اعمال محذوف نه صفت مثوبت و معنى اينكه پاداش دهد بدكاران را بسبب آنچه كرده باشند از اعمال سيئه و جزا دهد نيكوكاران را بسبب عملهاى نيكو كه از ايشان صادر شده باشد و بدانكه احتمال دارد كه ليجزى متعلق باشد بقوله هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى چه نتيجه علم بضال و مهتدى جزاى ايشانست بر وفق اعمال پس بنا بر اين قوله وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جمله معترضه باشد و فايده ذكر آن بيان قدرت او سبحانه باشد بر مجازات محسن و مسيء پس معنى آيه آنست كه حق سبحانه عالم است بكسى كه از راه حق عدول نموده و بآنكه مهتدى شده و حافظ احوال ايشان تا جزا دهد بقدرت قاهره خود بد كاران را بعقوبت و نيكوكاران را بمثوبت پس در صفت نيكوكاران ميفرمايد كه الَّذِينَ آنانند كه يَجْتَنِبُونَ اجتناب ميكنند و بيكسو ميشوند كَبائِرَ الْإِثْمِ از كبيرهاى گناه يعنى گناهان بزرگ و اين اضافه بتقدير من است يعنى الكبائر من الاثم چه اثم اسم جنس است كه شامل كباير و صغاير است و محل الذين رفع است كه خبر مبتداى محذوف باشد يا نصب بر مدح بتقدير امدح يا اعنى و مراد او بكبائر اثم هر اثميست كه بخصوصه وعيد بر آن مترتب شده باشد يا حدى براى آن معين و مقرر گشته و سقوط عذاب آن موقوف باشد بتوبه و گويند كه هر گناهى است كه عقوبت آن كبير باشد وَ الْفَواحِشَ و از فاحشهها يعنى آنچه فاحش و قبيح است از كباير مثل زناى محصنه و گويند كه آن شركست بخدا نعوذ باللّه إِلَّا اللَّمَمَ مگر آنچه صغير و يسير باشد از گناه چه صغيره كه بحد اصرار نرسيده باشد مغفور است و عقاب بر آن مترتب نميشود فى الصحاح* اللهم هى صغار الذنوب و قال الشاعر شعر
|
ان تغفر اللهم تغفر جما |
و اى عبد لك ما الما |
|