تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٩ - سوره الملك(٦٧) آيات ٢٠ تا ٣٠
كرد بدو كه الَّذِي هُوَ اين آن كسى است كه از روى حمايت جُنْدٌ لَكُمْ او لشگر شماست يعنى مددكار شما مانند لشگر كه پادشاه را نگاه ميدارد يَنْصُرُكُمْ كه يارى دهد شما را مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ بجز از خداى از عذاب و خشم وى إِنِ الْكافِرُونَ نيستند ناگرويدگان إِلَّا فِي غُرُورٍ مگر در فريب شيطان كه مىگويد به ايشان عذاب بر شما نازل نخواهد شد اين كلام عديل ا و لم يروا الى الطير است و حقيقت معنى آنست كه آيا نظر نمىكنيد در امثال صنايع مذكوره و بجهت آن عالم نمىشويد بقدرة ما بر تعذيب كفار بنحو خسف و ارسال حاصب يا به امر شما راست بجز خداى كسى كه نصرت شما دهد از نزول عذاب خداى بر شما و اين مثل كريمه أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ تَمْنَعُهُمْ مِنْ دُونِنا است و استفهام از تعيين ناصر اشعار است بآنكه ايشان معتقد اين قسم بودند و او سبحانه انكار اين معنى نموده و فرموده كه بكدام قوت بمن عاصى ميشويد آيا شما را لشگرى هست كه دفع عذاب من كند از شما يعنى شما را هيچ جندى نيست كه نصرت شما دهد در منع عذاب من از شما و اسناد جند بضمير مفرد و وصف آن بفعل مفرد محمول بر لفظ آنست و معنى آنست كه كيستند كسانى كه لشگر شما باشند و يارى شما دهند از عذاب خداى و ميتواند بود كه در كلام مضافى محذوف باشد و تقدير اينكه هو قايد جند لكم يا مثل جند لكم يعنى كيست كشنده لشگر براى شما كه ناصر شما شود از عذاب خداى يا كيست كه در قوت مانند لشگرى باشد از براى شما در نصرت و معاونت شما از عقوبت خدا أَمَّنْ آيا كيست كه مشار اليه شود به اينكه هذَا الَّذِي اين آن كسى است كه بمحض عنايت يَرْزُقُكُمْ روزى ميدهد شما را إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ اگر باز گيرد روزى خود را از شما بامساك باران يا ابطال اسبابى كه حصول و وصول رزق را وسايط و وسايلند يعنى اگر خداى وظيفه روزى را از شما باز گيرد كيست آنكه شما را روزى تواند داد و كفار ميدانند كه او خالق و رازق است نه غير او و كفر ايشان نه از جهلست بَلْ لَجُّوا بلكه لجاج و ستيزه كردند و بسيار فرو رفتند فِي عُتُوٍّ در عناد و سركشى وَ نُفُورٍ و نفرت از حق و درماندگى از راستى بجهت تنفر طباع ايشان از آن ميتواند بود كه مشار اليه هذا در اين هر دو آيه اوثان باشند بجهت اعتقاد اهل شرك بآنكه ايشان ببركت اين آلهة محفوظاند از توايب و مرزوقند بس گوييا آنها جند و ناصر و رازق ايشانند و بعد از آن از براى مؤمنان و كافران ايراد مثل ميكند بقوله أَ فَمَنْ يَمْشِي آيا پس كسى كه ميرود مُكِبًّا عَلى وَجْهِهِ در حالتى كه افتاده است بر روى خود يعنى