تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٩٩ - سوره التغابن(٦٤) آيات ١ تا ٩
از مفهوم حسن صور همين است پس اين آيه مثل آيه لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ است چه تشوه خلق بمعنى امر عارضى است و غير معتد به و صاحب كشاف آورده كه چون صور بر طبق معانيست در آن كه بر طبقات و مراتب واقعند پس انحطاط بعضى صور از مراتب ما فوق موجب سماجت و تشوه آن نمى شود چه آن دالست در حيز حسن و غير خارج از حد آن غايتش آنكه در مرتبه ادناى حسن واقع شده و لهذا اگر كسى در حسن صورتى تعجب مينمايد و تصور ميكند كه آن در نهايت حسن است و چون املح و احسن آن را مشاهده كرد از ديدن صورت اول مستقل ميشود و طبع او ميل نميكند كه نظر در آن كند و حكما گفتهاند كه شيئان لا غاية لهما الجمال و البيان و امام قشيرى آيه را بر اين وجه تفسير كرده كه ظاهر شما را بياراست بكمال قدرت و باطن شما را محلى گردانيد بجمال قربت و نزد محققان حقيقت حسن انسانست كه او را بصنوف اوصاف كاينات آراسته گردانيد و بخلاصه خصايص مبدعات شرف اختصاص بخشيد تا نمودار جميع موجودات علوى و سفلى و ملكى و ملكوتى باشد فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ پس بجهة تهديد عباد بر كفران نعمت حسن خلق ميفرمايد كه وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ و بسوى اوست بازگشت همه در روز قيامت پس كسانى كه بر نعمت خلقت و حسن صورت شاكرند مجازات خواهد داد و جماعتى كه كفران آن نمودهاند بسزا و جزا خواهد رسانيد يَعْلَمُ ميداند بعلم كامل خود ما فِي السَّماواتِ آنچه در آسمانها است از اصناف مكونات وَ الْأَرْضِ و آنچه در زمين است از انواع مخترعات وَ يَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ و ميداند آنچه ميپوشيد آن را بر يكديگر وَ ما تُعْلِنُونَ و آنچه آشكارا ميكند وَ اللَّهُ عَلِيمٌ و خداى داناست بِذاتِ الصُّدُورِ بدانچه در سينهها است از خواطر و افكار يعنى عالمست به جميع معلومات بعلم كلى و جزئى چه نسبت مقتضيه علم او بما سوى على السويه است فرق ميان اخفاء و اسرار آنست كه اسرار در معانى ميباشد نه در اشخاص و اخفاء اعم از آنست و ببايد دانست كه تقديم قدرت بر علم بجهت آنست كه دلالت مخلوقات بر قدرت او سبحانه اولا و بالذاتست و بر علم او بآنچه در اوست از اتقان و احكام و مخفى نيست در آنكه حق سبحانه در اين آيه وافى هداية تنبيه فرموده بعلم خود بآنچه در آسمان و زمين است و بعد از آن بعالم بودن بآنچه نهان و آشكاراى بندگانست و بعد از آن بعالميت خود بخفاياى صدور بر آنكه هيچ چيز از كليات و جزئيات بر او مخفى نيست پس حق وى آنست كه در جميع حالات از او خايف و ترسان باشند و بر هيچ چيزى كه مخالف رضاى او باشد جرات ننمايند و تكرير علم در آن در معنى تكرير وعيد است و ما بعد قول فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ تا اينجا در معنى وعيد است بر كفر و