تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٩٣ - سوره المنافقون(٦٣) آيات ١ تا ١١
و گردن را برتابند چنانچه كسى از امر مكروهى روى بگرداند يا سر را بحركت درآرند و بجنبانند جهت استهزا باستغفار پيغمبر وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ و ميبينى ايشان را كه اعراض ميكنند و روى مى گردانند از استغفار وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ و ايشان گردن كشانند از اعتذار جستن نزد حضرت رسالت و طلب مغفرت از او كردن و اظهاركنندگان عدم احتياج ايشان بآن سَواءٌ عَلَيْهِمْ يكسانست برايشان أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ آمرزش خواهى از براى ايشان أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ يا آمرزش نخواهى براى ايشان كه اعراض ميكنند و روى ميگردانند از استغفار لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ هرگز نيامرزد خداى ايشان را بجهت رسوخ ايشان در نفاق و عناد از حسن منقولست كه پيغمبر (ص) از براى ايشان استغفار ميكرد بنا بر ظاهر حال ايشان و يا بشرط آنكه ظاهر ايشان مثل باطن باشد پس حق سبحانه اخبار وى نمود كه ايشان بر صفت كفر خواهند مرد آن حضرت ترك استغفار ايشان نمود إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ راه فلاح نمىنمايد گروه بيرون رفتگان از دايره صلاح را يعنى نظر لطف و توفيق از ايشان باز ميگيرد بجهت فرط عناد و رسوخ كفر و نفاق ايشان با وجود ادله داله بر حقيقت ايمان يا آنكه بجهت آن ايشان را مهتدى نميسازد بطريق جنان و روضه رضوان هُمُ الَّذِينَ ايشان آنانند كه يَقُولُونَ ميگويند مر انصار را كه شما لا تُنْفِقُوا نفقه مكنيد يعنى طعام و لباس ندهيد عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ بر كسانى كه نزديك رسول خدايند از فقراى مهاجرين حَتَّى يَنْفَضُّوا تا متفرق شوند بجهت گرسنگى و برهنگى يعنى غلامان نزد خواجگان خود روند و پسران به پدران ملحق شوند قول ايشان على من عند محمد بود لكن در حق سبحانه در موضع ان رسول اللَّه ايراد فرمود بجهت تعظيم و تشريف حضرت سيد انبيا حاصل كه منافقان انصار را منع مىكردند از انفاق بر فقراى مهاجر وَ لِلَّهِ و حال آنكه مر خدايراست خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ خزانهاى روزى كه در آسمانها و زمينها است يعنى مفتاح ارزاقى كه از آسمان يا زمين ببنده رسد بيد قدرت او است و بر حسب حكمت و مصلحت هر كه را خواهد غنى گرداند و اگر چه اهل مدينه ابا داشته باشند از انفاق نمودن بر مهاجر و هر كه را خواهد از غنا محروم سازد تا بسبب فقر و صبر بثواب جزيل رسند وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ و ليكن منافقان بجهت فرط ضلالت و جهالت لا يَفْقَهُونَ نمىدانند