تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧٦ - سوره النجم(٥٣) آيات ٢٠ تا ٢٩
الكبرى يعنى آن حضرت در آن شب ديد چيزى را از آيات پروردگار خود كه بزرگترين آياتاند يا آنكه من زايده باشد نه تبعيض و تبيين و آيات مفعول راى يعنى پيغمبر مشاهده فرمود آيتهاى پروردگار خود را كه بزرگترين آياتند چون ديدن جبرئيل با ششصد پر هر يكى از مشرق تا بمغرب و رفرف اخضر كه از رفارف جنت است و از غايت عظمت سد افق نموده و ديدن عرش عظيم و كرسى و ساير عجايب ملائكه و ملكوتيه بر تفصيلى كه در سوره بنى اسرائيل مذكور گشت و بعد از ذكر آيات عظيمه داله بر كمال قدرت و علم توبيخ كفار مينمايد بر ترك عبادت خالق جميع مكونات و پرستيدن لات و منات كه از جماداتند و ميگويد كه أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى آيا پس نميبينيد اى كفار قريش لات و عزى را
وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى و منات را كه بت سومين است كه يكى ديگر از اصنام است ذكر اين دو صفت از براى مناة بجهة تاكيد است كقوله يطير بجناحيه و ميتواند بود كه اخرى مشتق باشد از تاخر در رتبت يعنى مناتى كه در نزد ايشان وضيعتر و واپستر از لات و عزاست چه ايشان رعايت حرمت لات و عزى را از منات بيشتر ميكردند يا مناتى كه و ضيعة المقدار و الحجم است نسبت بآن دو بت ديگر و بدانكه لات بتى بوده مر ثقيف را در طايف يا قريش را در نخله و آن فعلهايست مشتق از لوى بمعنى عكف يعنى بتى كه كفار طايف يا قريش نزد آن مستقيم شده بودند براى عبادت آن يا از التوى يلتوى بمعنى طاف يعنى بتى كه مشركان طواف آن ميكردند بقصد پرستش آن و اينكه بعضى لات بتشديد تا خواندهاند زعم ايشان آنست كه آن اسم مردى بود كه نزد خانه كعبه سمن را با زينت ملتوت ميساخت و بحاج اطعام مينمود و از مجاهد مرويست كه آن شخصى بود در طايف كه سويق را با آب تر ميكرد و بمردمان ميداد و باى حال چون بمرد كفار آن را وثن خود ساختند و بر بالاى قير او مقيم شدند و بعبادت او مشغول شدند و عزى درختى بود كه غطفان آن را ميپرستيدند و آن تانيث اعز است يعنى عزيزتر و شريفتر و در زمانى كه اسلام قوت گرفت حضرت رسالت خالد بن وليد را امر كرد تا آن را بشكند چون بشكست از ميان آن شيطانه بيرون آمده كه موى خود را پراكنده كرده بود و بر رو فرو گذاشته و دست خود را بر سر خود نهاده و مردمان را بعبادت آن درخت ميخواند خالد شمشيرى بر او زد و او را هلاك ساخت و اين بيت انشا كرد شعر
|
يا عز كفر انك لا سبحانك |
انى رايت اللَّه قد اهانك |
|