تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧٠ - سوره الجمعة(٦٢) آيات ١ تا ١١
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يُسَبِّحُ لِلَّهِ بپاكى ياد ميكند و تنزيه مينمايد مر خداى را ما فِي السَّماواتِ آنچه در آسمان ها است از بدايع علوى وَ ما فِي الْأَرْضِ و آنچه در زمينها است از كواين سفلى ذكر تسبيح گاهى بصورت ماضى و گاهى بصورت مستقبل اشارة است بدوام تنزيه يعنى همه اشيا موجوده كه متضمن بدايع حكمت و عجايب صنعتاند دالند بر وحدانيت و ربوبيت و سرمديت و عالميت و قادريت او سبحانه پس در صفت خود ميفرمايد الْمَلِكِ پادشاهى كه ملك او دايم است و بيزوال الْقُدُّوسِ پاك از سمت عيب و صفة اختلال الْعَزِيزِ ارجمند و غالب در جميع احوال كه هيچكس بر او غلبه نكند و گرد مذلت بر دامن كبريايى او ننشيند الْحَكِيمِ صوابكار و درست كردار در جميع احوال و افعال كه هر چه كند بر وفق مصلحت و حكمت باشد هُوَ الَّذِي بَعَثَ او آن كسى است كه برانگيخته است فِي الْأُمِّيِّينَ در ميان تا خواندگان و نانويسندگان رَسُولًا مِنْهُمْ فرستاده از جمله ايشان يعنى ناخواننده و نانويسنده مثل ايشان تا رسالت او از تهمت دور باشد چه در غير امى توهم آن ميشود كه معلمى تعليم او كرده باشد و اخبار امم ماضيه باو آموخته بخلاف امى و بدانكه ياء امى ياى نسبت است يعنى منسوب بامة عرب چه اكثر ايشان خواننده و نويسنده نبودند بخلاف امم ديگر و گويند امى بمعنى منسوب بام القرى است كه مكه است يعنى مبعوث ساخت در ميان اهل مكه رسولى را كه از ايشان بود يعنى مكى يا منسوب بام الكتاب كه قرآن است و قول اول اصح و اشهر است و گفتهاند كه اميت آن حضرت بجهت آنست كه در كتب متقدمه بر اينوجه بود كه خاتم انبيا امى باشد و از جمله در كتاب شعيا عليه السّلام مذكور است كه
انى ابعث اميا فى الاميين و اختم به النبيين
يعنى بدرستى كه من بعث خواهم كرد امى در ميان جماعت امى و باو ختم پيغمبران خواهم نمود و گويند منهم مثل من انفسكم است در قول او سبحانه كه لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ يعنى رسولى كه از جنس ايشانست و ايشان نسب و احوال او را ميدانند و معرفت باميت او دارند و يا آنكه امى است يَتْلُوا عَلَيْهِمْ ميخواند برايشان آياتِهِ آيتهاى كلام خدا را وَ يُزَكِّيهِمْ و پاك ميسازد ايشان را از دنس كفر و خبث عقايد و ردائت اخلاق وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ و مىآموزد ايشان را قرآن وَ الْحِكْمَةَ و احكام شريعت و معالم دين و در ثبوت نبوت او همين قدر بسست كه با وجود اميت