تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٤ - سوره الصف(٦١) آيات ١ تا ٩
هدايت است از ايشان باز دارد و ايشان را در باديه خذلان فرو گذارد بسبب فرط عناد و طغيان ايشان يا روز قيامت طريق جنت را بايشان ننمايد بواسطه كفر و عصيان ايشان و در بعضى روايت آمده كه نضر بن حارث گفت كه روز قيامت لات و عزى مرا شفاعت خواهند كرد نزد خدا و او شفاعت ايشان قبول خواهد نمود حق سبحانه بجهت رد قول او اين آيه فرستاد كه كيست ظالمتر از كسى كه دروغ بر خداى بندد بقبول شفاعت بتان درباره كفار و خداى هادى كسانى نيست كه بجهت توغل در عناد از جاده اسلام منحرف شدهاند و بتسويلات شيطانى و تمويهات نفسانى مغرور گشتهاند در لباب آورده كه چند روزى وحى بر حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرو نيامد كعب بن اشرف گفت مژده باد مر شما را اى گروه يهود كه خداى محمد نور او را فرو نشاند و كار او باتمام نخواهد رسيد اين سخن بآن حضرت رسيد غبار ملال بر آينه دل مباركش نشست جبرئيل عليه السّلام بجهة رفع آن اين آيه آورد كه يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا لام زايده است از براى تأكيد اراده چه لام جاره متضمن معنى اراده است مثل لام جئتك لاكرامك كه بمعنى لارادة اكرامك است پس اصل آن يريدون أن يطفئوا است يعنى البته ميخواهند آنكه فرو نشانند نُورَ اللَّهِ نور خداى را و ميتواند بود كه مفعول يريدون محذوف باشد و تقدير اينكه يريدون الافتراء ليطفؤا و بنا بر اين لام از براى علت باشد يعنى اراده ميكنند افترا را بر خدا يا پيغمبر تا بنشانند نور حق را كه دين اسلام است يا قرآن يا حجت واضحه و معجزه باهره بر صدق حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بِأَفْواهِهِمْ بدهنهاى خود يعنى بطعن كردن بآن بگفتار ناپسنديده و سخن بىادبانه كه در حكم اطفاء است اين تهكم است بكفار در اراده ابطال اسلام بگفتار ناصواب هذا سِحْرٌ مُبِينٌ يا غير آن يعنى حال ايشان در اطفا مثل حال كسى است كه بدهن باد دمد در نور آفتاب تا آن را بنشاند وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ و خداى تمام گرداننده است نور خود را يعنى روشنى دين خود و شريعت سيد المرسلين را باظهار كلمه اسلام و تاييد سيد انام و اعلاى دين و شريعت و رسانيدن آن بغايت نهايت تا روز قيامت وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ و اگر چه بكراهت دارند ناگرويدگان از اتمام آن و كراهت ايشان را اثرى نيست در اطفاى چراغ صدق و صواب هم چه اراده خفاش كه غير مؤثر است در نابودن آفتاب و نعم ما قيل بيت
|
شبپره گر وصل آفتاب نخواهد |
رونق بازار آفتاب نكاهد |
|