نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٤٨ - فصل دوم نماز و برخى از مباحث آن
١٩- اماميه بر آنند كه آرامش در سجود، برخاستن از آن و آرامش در و پس از آن واجب است.
ابو حنيفه مىگويد: آرامش در سجود و سر برداشتن از آن واجب نيست مگر به اندازهاى كه شمشير ميان صورت و زمين جاى گيرد و بنا به قولى از او، سر برداشتن از سجود مطلقا واجب نيست بلكه اگر زير پيشانيش گودالى حفر كند و پيشانى را در آن قرار دهد از سجده دوّم كفايت مىكند گرچه سر بر ندارد[١]. رأى ابو حنيفه با سخن و كردار پيامبر مخالف است زيرا پيامبر همان گونه كه شيعه معتقدند، نماز مىگزارد و به كسى كه خواهان آموختن نماز بود فرمود: سپس سر بردار تا در حالت نشسته به آرامش برسى[٢].
٢٠- اماميه نشستن پس از سجده دوم، در ركعتهاى اول و سوم را مستحب مىدانند ولى ابو حنيفه منكر اين استحباب است[٣].
ابو قلابه روايت كرده است: «مالك ابن حويرث به مسجد ما آمد و گفت: بخدا سوگند من نماز نمىگزارم و قصد آن را ندارم، ولى مىخواهم به شما نشان دهم كه پيامبر چگونه نماز مىخواند. او در ركعت اول پس از سر برداشتن از سجده دوم، نشست، آنگاه با دست نهادن بر زمين، به پا خواست.»[٤] ٢١- اماميه تشهد اول و صلوات بر پيامبر را واجب مىدانند ولى شافعى و ابو حنيفه با اين حكم و[٥] عمل پيامبر مخالفند[٦].
[١]. الهدايه، ج ١، ص ٣٣، فضل نيز به اين مطلب اعتراف كرده است.
[٢]. بدايه المجتهد، ج ١، ص ٩٩ و التاج الجامع للاصول، ج ١، ص ١٧٥، به گفته نويسنده، راويان پنجگانه، حديث را آوردهاند.
[٣]. الهدايه، ج ١، ص ٣٣ و الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٢٤٣.
[٤]. صحيح البخارى، ج ١، ص ١٩٨، مسند احمد، ج ٣، ص ٤٣٦، التاج الجامع للاصول، ج ١، ص ١٩٥ نويسنده گفته است كه جز مسلم، راويان پنجگانه، حديث را ذكر كردهاند.
[٥]. كتاب الام شافعى، ج ١، ص ١٠٢، الفقه على المذاهب، ج ١، ص ٢٤٣، ٢٦٦ و بدايه المجتهد، ج ١، ص ١٠١.
[٦]. بدايه المجتهد، ج ١، ص ١٠١، مصابيح السنه، ج ١، ص ٤٦ و صحيح مسلم، ج ١، ص ١٥١ و ١٥٢.