نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٠٩ - بحث دوم اجماع
اى مردم: آيا مىخواهيد كسانى را كه شريفترين دايى و خاله را دارند، بشناسيد؟
- آرى رسول خدا.
فرمود: آنها حسن و حسين هستند، دايى آنها قاسم فرزند محمّد و خاله ايشان زينب دختر پيامبر خداست.
اى مردم شما را آگاه سازم كه جد، مادر بزرگ، پدر، مادر، عمو، عمه، دايى و خاله آنها همگى در بهشتند هر كس اين دو فرزند من و پدر و مادرشان را دوست بدارد فردا در بهشت با ما خواهد بود و هر كه با آنها دشمنى ورزد، در آتش است. از قدر ايشان به نزد خدا، اين است كه آنها را در تورات به نام شبّر و شبير خوانده است.»[١] خوارزمى و جمعى از جمهور، حديثى را كه نزد آنها به «منا شده» مشهور است، از عابر بن وائله آوردهاند:
ما در روز شورى با على ٧ بوديم و شنيديم كه مىگفت: امروز به گونهاى بر شما دليل خواهم آورد كه عرب و عجم جز آن نتوانند. به خدايتان سوگند مىدهم آيا ميان شما كسى هست كه پيش از من خداى را به يگانگى شناخته باشد؟
پاسخ دادند: بار خدايا، نه.
به خدا سوگندتان مىدهم آيا كسى برادرى چون برادر من جعفر دارد كه در بهشت با فرشتگان باشد؟
- بارخدايا، نه.
- به خدا سوگندتان مىدهم آيا كسى چون عمويم حمزه، شير خدا و شير رسول خدا و سيد الشهداء دارد؟
- بار خدايا، نه.
- به خدايتان سوگند مىدهم آيا كسى همسرى چون همسر من فاطمه، دختر محمّد
[١]. مناقب الخوارزمى، ص ١٩١، ابن حسنويه در بحر المناقب روايت را آورده است و يوسف بن احمد اليغمورى در نور القبس، ص ٢٥١ به نقل از احقاق الحق، ج ١٠، ص ٧٢٢، روايت را با اندك تفاوتى بيان كرده است.