نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١١٦ - استدلالهاى عقلانى بر ابطال جبر
و ديوانگان موجود است. اگر كسى كودكى را با سنگ هدف قرار دهد او پرتابكننده را سرزنش مىكند نه سنگ را، اگر كودك به ضرورت علم نداشت كه انجام دهنده عمل، پرتابكننده است نه سنگ، ملامت و سرزنش او را نيكو و سزاوار نمىشمرد. چنين علمى، حتّى در حيوانات نيز وجود دارد. ابو الهذيل گفته است: «الاغ برخى از آدميان از آنها داناتر است زيرا اگر بخواهند الاغى را وادار به گذشتن از رود بزرگى كنند، فرمان نمىبرد ولى از آب اندك مىگذرد چون او ميان آنچه كه مىتواند و نمىتواند تفاوت مىنهد ولى برخى از انسانها چنين تميزى ندارند پس الاغ آنها از ايشان داناتر است.» اشاعره در اين مطلب مخالفت ورزيدهاند و بر آن شدهاند كه در وجود جز خداوند مؤثرى نيست[١] از اين انديشه امور محالى لازم مىآيد:
استدلالهاى عقلانى بر ابطال جبر
الف) سرپيچى از بديهيات، هر عاقلى به ضرورت تفاوت ميان آنچه بر انجامش تواناست، چون حركت به چپ و راست و ضربه با دست و آنچه را كه به اجبار و اضطرار فاعل آن است مانند افتادن از بلندى و حركت انسان مبتلا به رعشه و جنبش نبض را درك مىكند. همچنين ميان حركات اختيارى جاندار و بىجان تميز مىنهند.
هر كس در اين امر ترديد كند سوفسطايى است زيرا نزد خردمند، چيزى آشكارتر از آن نيست.
ب) انكار حكم ضرورى در پسنديده بودن ستايش از بخشنده نعمت و سرزنش رساننده نقمت.
هر خردمندى مىداند كه تحسين انسان نيكوكار پسنديده و سرزنش او زشت است، همان گونه كه در شخص بدكار، عكس مطلب صحيح است. نيز مىدانند كه
[١]. الملل و النحل، ج ١، ص ٩٧، شرح عقايد تفتازانى، ص ١٢٣.