نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٥١٣ - فصل هفتم حجر و توابع آن
دين برهاند كه برادرت را از دين رهاندى»[١] اين خبر نشانگر بر طرف شدن و انتقال دين از مرده است. نيز آن حضرت به ابو قتاده كه ضامن دو دينار شده بود فرمودند:
«آن دو دينار بر عهده توست و مرده از آنها برى است.» ابو قتاده پذيرفت[٢].
١٦- كسى كه داوطلبانه ضامن شده است نمىتواند به شخص ضمانت شده (مضمون عنه) رجوع كند. (از او مطالبه كند).
مالك و احمد معتقدند كه او مىتواند به مضمون عنه رجوع كند. اما پيامبر فرمود: «مرده از دين (دو دينار) برى شده است.» نيز اگر دين همچنان باقى باشد ضمانت از ميت بىفايده خواهد بود.
١٧- مىتوان مال جعاله را پس از عمل ضمانت كرد ولى شافعى آن را جايز نمىداند[٣].
خداوند فرموده است: «جام پادشاه را. و هر كس بياوردش او را بار شترى است و من ضمانت مىكنم.»[٤] و از پيامبر: «ضامن، مديون است.»[٥] ١٨- كسى كه شخصى را از سوى خود وكيل نموده بايد قيمتى را كه وكيلش در معامله پذيرفته است بپردازد.
ابو حنيفه با اين حكم مخالف است و عقل و نقل با حكم او مخالفند.
آدمى مىتواند سلطه ديگرى را از مال خود بردارد و پيامبر فرمود: «مردم بر اموال خود چيرهاند»[٦]
[١]. مسند احمد، ج ٥، ص ٣٠٤، ٣١١، اعلام الموقعين، ج ٢، ص ٤٢٠، در آن كتاب آمده است كه نسايى به اسناد صحيح روايت را ذكر كرده است.
[٢]. الفقه على المذاهب، ج ٣، ص ٢٢٧، ٢٤٧، فضل نيز اين مطلب را تصحيح كرده است.
[٣]. زيرا شافعى بنا يكى از دو فتواى خود جعاله را درست نمىداند تا آنجا كه در جعاله قائل به ضمان شده است.
[٤]. يوسف: ٧٢.
[٥]. تفسير كبير، ج ١٨، ص ١٨٠ و التاج الجامع للاصول، ج ٢، ص ٢٢٨.
[٦]. الفقه على المذاهب، ج ٣، ص ١٩٢.