نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٥٣٩ - فصل يازدهم ميراث و توابع آن
وانگهى، هنگامى كه على ٧ و عباس در استر، زره و شمشير پيامبر با يك ديگر اختلاف كردند ابو بكر اين فقرات را به عنوان ميراث به على ٧ داد[١] و اگر روايت او راست مىبود نبايد چنين مىكرد، بلكه بايد آنها را به عنوان صدقه متعلق به همه مسلمانان تهيدست مىدانست. امير المؤمنين و عباس، عمدا چنين كردند تا كذب روايت ابو بكر عيان شود[٢].
١٠- به رأى اماميه، امام مىتواند اسيرى را كه پس از فرو نشستن جنگ در بند مسلمانان است، به سنت آزاد كند، از او خونبها ستاند يا به بردگىاش گيرد.
ابو حنيفه امام را تنها ميان كشتن يا برده ساختن اسير، مخير مىداند[٣]، اما خداوند گمان او را به هيچ شمرده است كه فرموده: «آنگاه يا به منت آزاد كنيد يا به فديه»[٤] پيامبر در باره اسيران بدر فرمود: «اگر مطعم بن عدى زنده بود و با من در شفاعت اين اسيران سخن مىگفت، ايشان را به خاطر او آزاد مىكردم.»[٥] مصطفى ٦ جنگاورانى به جانب نجد فرستاد و سرور قوم، ثمامه بن اثال حنفى را به اسارت بردند و در مسجدش بر ستونى بستند. پيامبر بر او گذشت و فرمود: ثمامه سخنت چيست؟ گفت: اگر بميرانى مهترى را به قتل آوردهاى و اگر برهانى بر شاكرى منت نهادهاى و اگر مالى بجويى و بگويى خواهى يافت[٦].
پيامبر، بىسخن از او گذشت. ديگر روز او را به ديدار مفتخر كرد و همان گفت و همان شنيد و رفت. به سوم، چون آن گفت و شنيد مكرر شد بفرمود تا بند از او
[١]. شرح نهج البلاغه، ج ٤، ص ٧٩ و ٩٢ و ابو بكر جوهرى در كتاب السقيفه و بلاغات النساء، ص ١٤ و اعلام النساء، ج ٣، ص ٢٠٨.
[٢]. السقيفه جوهرى و شرح نهج البلاغه، ج ٤، ص ٧٩.
[٣]. طبقات واقدى، ج ٢، ص ٢١٥.
[٤]. الهدايه، ج ٢، ص ١٠٥ و تفسير الخازن، ج ٤، ص ١٤٣.
[٥]. محمّد: ٤.
[٦]. واقدى اين مطلب را روايت كرده است و نيز شرح نهج البلاغه، ج ٣، ص ٢٥٤.