نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢١٢ - ٥١
٤٨.
«و هر شايسته انعامى را نعمت دهد.»[١] مراد على ٧ است[٢].
٤٩.
«پس كيست ستمكارتر از آن كه بر خدا دروغ مىبندد و سخن راستى را كه بر او آمده است تكذيب مىكند.»[٣] اين آيه در باب كسانى است كه گفتار پيامبر در فضيلت على را انكار نمودهاند[٤].
٥٠.
«و گفتند: خدا ما را بسنده است و چه نيكو ياورى است.»[٥] ابو رافع مىگويد: «پيامبر على را به طلب ابو سفيان فرستاد و عربى از خزاعه با آنها روبرو شد و گفت: مردم عليه شما گرد آمدهاند، بترسيد، اما اين سخن بر ايمان آنها افزود و گفتند: خدا ما را بس است و او نيكو وكيلى است.»[٦]
٥١.
«و در كارزار مؤمنان را خدا بسنده است.»[٧] در قرائت ابن مسعود: به وسيله على آمده است[٨].
[١]. هود: ٣.
[٢]. شواهد التنزيل ج ١ ص ٢٧١، كشف الغمه ص ٩٣، حافظ سروى حديث را از امام باقر ٧ و ابن مردويه با اسناد به ابن عباس آورده است.
[٣]. زمر: ٣٢.
[٤]. روايت را ابن مردويه در كتاب المناقب آورده است نيز در كشف الغمه، ص ٩٣، تفسير البرهان، ج ٤، ص ٧٦.
[٥]. آل عمران: ١٧٣.
[٦]. حديث را صالح ترمذى در مناقب المرتضوى، ص ٥٩، سيوطى در الدر المنثور، ج ٢، ص ١٠٣، و در لباب المنقول في اسباب النزول از ابن مردويه نقل شده است.
[٧]. احزاب: ٢٥.
[٨]. ينابيع المودة، ص ٩٤، الدر المنثور، ج ٥، ص ١٩٢، روح المعانى، ج ٢١، ص ١٥٦، شواهد التنزيل، ج ٢، ص ٣ كفايه الطالب، ص ٢٣٤.