نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٣٨ - ٢٥ حديث ثقلين
ايشان را فرو نهد، فرو افتد.»[١] ثعلبى در تفسير گفتار خداى بزرگ: «و همگان دست در ريسمان خدا زنيد و پراكنده مشويد.»[٢] به اسانيد فراوان از پيامبر آورده است كه حضرتش فرمود: «اى مردم در ميان شما دو گرانسنگ بر جا نهادم. دو جانشين كه اگر از آنها پيروى كنيد پس از من گمراه نگرديد و از آن دو يكى از ديگرى برتر است، كتاب خدا كه بند كشيده ميان آسمان و زمين است و عترت و اهل بيت من. آن دو از هم جدا نمىشوند تا در كنار حوض بر من در آيند.» و در جمع بين صحيحين روايت است: «نزديك است كه فرستاده خدايم نزد من آيد و او را پاسخ گويم. من در ميان شما دو گرانسنگ بر جاى نهم: كتاب خدا كه در آن
[١]. روايت را اين كسان آوردهاند: زمخشرى( المناقب، خطى، ص ٢١٣)، شيخ جمال الدين حنفى موصلى( بحر الناقب، خطى، ص ١١٦)، حموينى( الفرائد)، حافظ محمّد بن ابو الفوارس( اربعين، خطى، ص ١٤)، احقاق الحق، ج ٤، ص ٢٨٨ و ج ٩، ص ١٩٨، شيخ سليمان( ينابيع المودة، ص ٨٢)، موفق خوارزمى( مقتل الحسين ص ٥٩).
[٢]. آل عمران: ١٠٣.
در الصواعق المحرقه ص ٥٩، در تفسير آيه آمده است:« ثعلبى در تفسير خود از جعفر صادق- خدايش خوشنود باد- روايت كرده كه فرمود: ما بند و ريسمانى هستيم كه خداوند دستور داده به آن چنگ زنيد و پراكنده نشويد. جد امام صادق ٧ زين العابدين هر گاه اين آيه را مىخواند: اى ايمان آوردگان با راستگويان و راستمردان باشيد، دعايى طويل مىخواند كه در آن طلب رسيدن به مرتبه صادقان و مقامات والا بود و از آنچه بدعتگزاران گريزنده از امامان دين، گزيده بودند سخن مىراند، آنگاه مىفرمود: گروهى نيز در حق ما كوتاهى روا داشتند و آيات متشابه را به آراء خود تأويل نمودند و حديث آمده از رسول را متهم ساختند ...
آيندگان اين امت به كدامين كس پناه جويند كه سران و نشانهاى آيين از ميان رفتهاند و امت پراكنده و دگرگون گشتهاند و يك ديگر را كافر دانستهاند، حال آنكه خداوند مىفرمايد: چون آنان كه پس از آمدن دليلهاى آشكار، پراكنده شدند و اختلاف ورزيدند، نباشيد.
چه كسى بر اتمام حجت و تأويل حكم شايستهتر از خاندان پيامبر است كه خدايشان پاكيزه گردانده و اطاعت از ايشان را در كتاب خود واجب قرار داده است؟
پيشتر گفته آمده كه حديث ثقلين از احاديث متواتر است و نيازى به ذكر مآخذ و مصادر نيست.