نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٠٨ - بحث دوم اجماع
را مىبوسيد و مىگفت: «هر كه شما را دوست بدارد، خدا و رسولش را دوست داشته و هر كس با شما دشمنى ورزد با پيامبر خدا دشمنى ورزيده است.» ابو بكر گفت:
اى فرستاده حق، يكى از آنها را به من ده تا حمل كنم. پيامبر فرمود: آنها مركب نيكويى دارند. چون به در حظيره رسيد، عمر پيش آمد و سخن ابو بكر را مكرر كرد و همان پاسخ را شنيد. حسين را ديديم كه رسول خدا او را به جامه خود پوشيده بود و دست بر سرش نهاده بود. پيامبر به مسجد درآمد و گفت: «بىگمان امروز شرافت فرزندانم را بر خلق هويدا خواهم ساخت، همان گونه كه خداوند آنها را بزرگ و شريف گردانيده است. اى بلال، مردم را گرد آور. چون خلق جمع آمدند پيامبر فرمود: اى پيروان من! از پيامبرتان بياد داشته باشيد كه گفت: آيا نژادهترين مردم را به شما معرفى كنم، برترين آنها در نياكان پدرى و مادرى را؟
گفتند: آرى اى فرستاده خدا.
فرمود: بر شما باد، حسن و حسين. همانا جد ايشان رسول خدا و مادرشان خديجه دختر خويلد سرور زنان بهشت است.
اى مردم، آيا والاترين خلق در پدر و مادر را به شما بنمايم؟
گفتند: آرى اى پيامبر حق.
فرمود: بر شما باد، حسن و حسين. همانا پدرشان على بن ابى طالب است كه از آنها برتر است، خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند، براى اسلام سودبخش و در اسلام صاحب فضيلت است و مادر آنها فاطمه، دخت رسول خدا و سرور زنان بهشت است.
اى مردم، آيا شما را با گراميترين آدميان از حيث عمو و عمه آشنا سازم؟
- آرى رسول خدا.
فرمود: بر شما باد، حسن و حسين، عموى ايشان جعفر است كه با دو بال در بهشت پرواز مىكند و عمه آنها، ام هانى دختر ابو طالب است.