نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٢٢٣ - ١
يافت: آدم كه خداوند فرمود «من در زمين خليفهاى مىآفرينم.»[١] داود كه در باره او گفته شد «اى داود ما تو را خليفه روى زمين گردانيديم.»[٢] و سومين خليفه على بن ابى طالب است كه خداوند فرمود: «خدا به كسانى از شما كه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته كردهاند وعده داد كه در روى زمين جانشين ديگرانشان كند همچنان كه مردمى را كه پيش از آنها بودند جانشين ديگران كرد.» مراد از پيشينيان آدم و داود است[٣]. «و دينشان را كه خود برايشان پسنديده است استوار سازد.» مقصود اسلام است. «و وحشتشان را» يعنى از مردم مكه «به امنيتى» از (اهل مدينه) بدل كند. «مرا مىپرستند و هيچ چيزى را با من شريك نمىكنند.» يعنى به يگانگى و توحيد مرا پرستش كنند. «و آنان كه از اين پس ناسپاسى كنند.» مقصود كفر به ولايت على است «آنها نافرمانند»[٤] يعنى از خدا و پيامبر او سركشى نمودهاند[٥].
تمام اين روايت به نقل و تواتر و شهرت از جمهور است.
تعيين امامت امير المؤمنين بوسيله سنت
اخبار متواتر از پيامبر ٦ بر امامت على دلالت دارند و عدد اين اخبار فزونتر از حد شمار است. جمهور و شيعيان در اين باب كتابها نگاشتهاند. ما بر اندكى از آنها بسنده مىكنيم زيرا فراوان آنها، بىپايان است.
١.
احمد بن حنبل در مسند خود روايت كرده است كه پيامبر فرمود: «من و على بن ابى طالب
[١]. بقره: ٣٠.
[٢]. ص: ٢٦.
[٣]. در نسخهاى داود و سليمان آمده، بنگريد به شواهد التنزيل، ج ١، ص ٧٥.
در تأييد اين روايت، احاديث متواترى از پيامبر رسيده است كه« على بن ابى طالب» خليفه و جانشين من، پس از من است.».
[٤]. نور: ٥٥.
[٥]. شواهد التنزيل، ج ١، ص ٤١٢ و ٤١٣ به اسناد او در برخى از روايات.