نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٣٢٤ - ه مطاعنى كه جمهور از صحابه نقل كردهاند
مىآميخت. تو و آنان به يك ديگر مانندهتر از صورت و آينهايد.»[١] در اين باب روايات فزون از شمار است و زشتكاريهاى معاويه بيش از گفتار.
ه: مطاعنى كه جمهور از صحابه نقل كردهاند.
حميدى در جمع بين الصحيحين، مسند سهل بن سعد، حديث بيست و هشتم از مجموعه متفق عليه آورده است: «شنيدم پيامبر خدا مىفرمود: من پيشتر از شما بر لب حوض در مىآيم هر كه بر من وارد شود، آب نوشد و هر كه نوشد تشنه نگردد. همانا اقوامى بر من وارد خواهند شد كه آنها را مىشناسم و مرا مىشناسند سپس ميان من و آنها فاصله افتد.»[٢] ابو حازم مىگويد: «نعمان بن ابى عياش اين حديث را از من شنيد و پرسيد: سهل اين گونه روايت كرد؟ گفتم: آرى. گفت: من گواهم كه ابو سعيد خدرى اين جمله را به حديث مىافزود: «آنان از امت من هستند، پس گفته مىشود: نمىدانى پس از تو چه كردند. من مىگويم: دورى و هلاكت بر آنان كه پس از من راهم را تغيير دادهاند.»[٣] حميدى در جمع بين صحيحين از مسند ابن عباس در حديث شصتم از احاديث متفق عليه روايت كرده است: «پيامبر فرمود: بزودى مردانى از امت مرا مىآورند كه به سوى چپ رانده مىشوند.» من مىگويم: «خدايا آنان اصحاب من هستند؟» پاسخ داده مىشود: «نمىدانى كه آنها پس از تو چه كردند؟» من سخن عبد صالح را بر زبان مىآورم:
«و تا هنگامى كه در ميان آنها بودم تو بر ايشان گواه بودى و آنگاه كه مرا ميراندى خود
[١]. ابن عبد ربه، در كتاب خود« العقد الفريد» ج ١، ص ١١٦، با عنوان« وفود أروى بنت الحارث بن عبد المطلب» اين مطلب را بيان كرده است.
[٢]. صحيح البخارى، ج ٩، ص ٥٨، مسند احمد، ج ٣، ص ٢٨ از ابو سعيد خدرى.
[٣]. همان.