نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ٤٤ - نهج الحق و كشف الصدق
لغت عرب نمىدانستند، بر مىآيد كه آن بزرگمرد پارسى مىدانسته است،[١] گرچه ارباب تراجم چنين مطلبى را بيان نكردهاند.
نهج الحق و كشف الصدق
نويسنده اين كتاب آن را با چشم داشت به پاداش حق و رهايى از خشم او بر پوشندگان علم نوشته است. سلوك علّامه از سخن او پيداست. جوينده حق را نرسد كه از آغاز بر انديشهاى پاى فشارد و علم نايافته تعصب ورزد. برهان را پيرو گفت خويش سازد و گفتار از پس آن براند.
او در نهج الحق جوياى حق بوده است.
كتاب مشتمل بر اصول دين، عقايد اسلامى و دلايل آنهاست. نيز مباحثى از اصول فقه كه در استنباط احكام از آن مدد مىجويند. همچنين فقهى در آن مذكور گشته كه آراء فقيهان مسلمان را به نقد گذارده و رأى شيعه را برترى داده؛ بر اين نمط نهج الحق در هشت باب انتظام يافته است:
ادراك، نظر، صفات حق، نبوت، امامت، معاد، اصول فقه، مباحث وابسته به فقه.
فضل بن روزبهان اصفهانى بر اين كتاب نقدى نگاشته و آن را «ابطال الباطل و اهمال كشف العاطل» نام نهاده؛ قاضى سيد نور اللَّه شوشترى نيز كتاب او را نقض نموده است و اثر خويش را «احقاق الحق» ناميده است.
قاضى بهاى كتاب خويش را با جان خويش پرداخت و در سال ١٠١٩ به روزگار جهانگير شاه تيمورى در شهر آكره هندوستان به شهادت رسيد و اين پاسخى بود كه سنيان به استدلالهاى او دادند. پاسخى به شمشير، كه قلم فروماندگان و جاهلان است نه
[١]. نيز شايد به اين دليل كه شرح معتبر علّامه بر منطق خواجه( الجوهر النضيد في شرح منطق التجريد) در مواضع بسيارى به روشنى از اساس الاقتباس محقق توسى بهره برده است.( م).